|
سي و سه پل |
![]() |

این پل كه در نوع خود شاهكارى بىنظیر از آثار دوره سلطنت شاهعباس اول است، به هزینه و نظارت سردار معروف او الله وردىخان بنا شده. این پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طویل ترین پل زاینده رود است كه در سال 1005 هجرى ساخته شده است. در دوره صفویه،مراسم جشن آبریزان یا آبپاشان ارامنه در كنار این پل صورت میگرفت. ارامنه جلفا، مراسم «خاج شویان» را نیزدر محدوده همین پل برگزار میكردهاند. پل مزبور یكی از شاهكارهای معماری و پل سازی ایران و جهان محسوب میشود.

و به روایتی دیگر:
این پل در سال (1011 ه.ق) باهتمام اللهوردیخان سپهسالار شاه عباس و بنا به فرموده شاه مزبور شروع به ساختمان گردید و به طورى كه در عالم آراى عباسى نوشته شده داراى چهل چشمه (دهانه) بوده كه از هر چشمه آب خارج مىگردیده، پلى بسیار عریض و طویل و مرتفع، شالوده آن با سنگ و آهك ریخته شده و با آجر و گچ بالا رفته و دو طرف پل غرفات و غلام گردشهاى بلند فوقانى ساخته و چشمه هاى زیرینش زیاد با عرض و مرتفع و طول آن 350 قدم و عرضش بیست قدم و شش معبر باین شرح داشته است:
1- راه وسط كه مخصوص عبور سواره و گردونهها بوده است. 2 و 3 دو طرف پل كه از میان گالالریها ى زیبا مىگذشت و به پیادهرو تخصیص داشت. 4 و 5 پشت بامهاى گالارى از دو طر ف كه دور آن نرده داشته و موقع طغیان رود تفرجگاه باشكوهى بوده است، سرانجام گالاریهاى پل به وسیله پلههاى ظریف بزیر پل متصل مىشد و از زیر پل هم موقع كم آبى عبور مىكردند. 6 از زیر پل بود.
مساحت این پل را سیاحان انگلیسى چهارصد و نود یارد تعیین كردهاند. هفت دهانه این پل گرفته شده و اكنون 33 دهانه دارد و از این رو به پل 33 چشمه شهرت دارد.
این پل را بنامهاى: پل شاه عباسى - پل اللهوردیخان - پل جلفا - پل چهل چشمه - پل سى و سه چشمه خواندهاند و وجه تسمیه هر یك چنین است: 1- پل شاه عباسى از آن جهت گویند كه شاه عباس اول دستور بناى آن را داده است و چون بمباشرت و اهتمام اللهوردیخان ساخته شده به پل اللهوردیخان معروف گردیده و از لحاظ اینكه معبر مردم به جلفا بوده آن را پل جلف هم گفتهاند و چون در ابتداء چهل چشمه داشته پل چهل چشمه و اینك سى و سه چشمه دارد به پل سى و سه چشمه اشتهار دارد.
این پل براى اتصال خیابان چهار باغ كهنه عباسى به خیابان چهارباغ بالا و باغ هزار جریب و عباس آباد ساخته شده است. این پل در جشن آبریزگان و آب پاشان محل اجتماع شاه و بزرگان و شعراء و رجال و سایر مردم بوده است.
شرحى را كه سرپرسى سایكس انگلیسى راجع به این پل نوشته از نظر اینكه بسیار دقیق و وضع پل را در آخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجرى مجسم مىنماید عیناً در اینجا نقل مىگردد:
خیابان با شكوه چهارباغ از یك طرف به پل اللهوردیخان كشیده مىشود، كه با این كه حالیه روى بویرانى نهاده معذا از پل هاى درجه اول عالم به شمار مىآید، اینجا از یك شاهراه سنگ فرش شده وارد مدخل عمومى پل مىشوند شكل فوق العاده و شگفت آور این پل كه 388 یارد طول آنست مقابل یك جاده سنگ فرش شدهاى به عرض 30 پا بدین قرار ایت كه در آن سه معبر در سه سطح مختلف تعبیه شده كه یكى از آنها راه معمولى روى پل است كه در دو طرف آن طاق نماهاى سرپوشیده ساختهاند. طاقنماها از طرفى برودخانه و از طرفى به همین جاده مشرف مىباشند، در بالا و پائین این طاقنماها كه با تابلوى نقاشى شده تزیین یافته بود هر كدام یك پیاده روهائى است كه با پله كانها باین راه اصلى وصل مىشود و در كنار سطح رودخانه معبر دیگرى است كه به طول رودخانه امتداد مىیابد. تنها انتقاد مخالفى كه براى ساختمان این پل مىشود كرد و آن از تصویر هم نمایان است آنكه، پل مزبور در مقابل جریان ضعیف و باریك زنده رود در بیشتر فصول سال بیش از، انداغزه جنبه ظرافت دارد.
در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان درباره این پل تاریخى چنین نوشته است:
در انتهاى جنوبى خیابان چهارباغ پل اللهوردیخان است كه به نام بانى و سازنده آن خوانده مىشود و در همان موقعى كه شاه عباس دستور كاشتن درختان چهارباغ را مىداده رفیق و سپهسالار شاه نیز در ساختمان این پل به وسیله آجر و سنگ تراش فعالیتى به خرج مىداد، وضعیت این پل با قدیمش تفاوت زیادى نكرده است. ایوانچهها و غرفههاى زیبا و متناسب طرفین پل كه جاى نشستن اهالى و عبور و مرور است به همان حالت اولیه باقى مانده است. طول این پل 295 متر و عرضش 13/75 متر مىباشد. نوشتهاند كه در ابتدا چهل چشمه داشته و به تدریج سى و سه چشمه شده در سنوات اخیر قسمت زیادى از بستر رودخانه را تصرف كرده و اشجارى غرس نموده بودند به طورى كه چند چشمه پل از عبور آب محروم گشته ممكن بود بكلى متروك شود وى در سال 1330 كه آقاى مصطفى خان مستوفى ریاست شهردارى اصفهان را داشت شهامت و شجاعت به خرج داد و اراضى مزبور را از تصرف غاصبین خارج و مجراى عبور آب چشمهها را باز كرد و اقدام به ساختمان دیوارهاى سنگى در طرف شما رودخانه نموده كه نوز آثارش پابرجا و عملیاتش زبانزد مردم این شهر است. در دوره صفویه ارامنه حق داشتند تا میدانى كه اول پل احداث شده بود جمع شوند و مالالتجاره و صنایع خویش را با صنعتگران اصفهانى تبدیل نمایند و حق نداشتند از این پل عبور كرده داخل شهر شوند در جل این پل مجسمه رضا شاه كبیر بر روى ستونى بارتفاع 5 متر دیده مىشود كه اسبى سوار و به طرف شما متوجه است اطراف این مجمسه فعلاً میدان 24 اسفند و با میدان مجسمه نامیده مىشود.
در شمال شرقى پل یعنى اول خیابنى كه به طرف شرق امتداد دارد ساختمان آجرى است كه بیاد مقبره كمال الدین اسماعیل )قبرش در جهانباره است( ساخته شده و خیابان مزبور به نام آن بزرگوار نامیده مىشود كه به طرف پل جوئى و خواجو امتداد دارد.
به طورى كه ملاحظه شد گفتار تاریخچه ابنیه تارخى اصفهان وضع پل زاینده رود را در گذشته و حال تشریح كرده و اقتضاء داشت كه براى استحضار سرگذشت پل ایام گوناگون درج گردد.
تاورنیه سیاح فرانسوى راجع باین پل در سفرنامه خود كه نظم الدوله ابوتراب نورى آن را ترجمه كرده چنین نوشته است:
پلى كه در وسط خیابان تقاطع مىكند موسوم به پل اللهوردیخان كه بانى آن بوده است مىباشند و آن را پل جلفا هم مىگویند. این پل تمام از آجر و سنگ بنا شده و سطح آن بیك میزان است. دو طرف آن از وسطش پستتر نیست، 350 قدم طول و بیست قدم عرض دارد و زیر آن چندین چشمه و طاق از سنگ ساخته شده كه خلى پست و كم ارتفاع است، در دو كناره پل راهروى به عرض هشت نه پا و به طول تمام امتداد پل كه چندین طاق با پایههاى مرتفع به ارتفاع 25 یا 30 پا سقف آن را نگاهداشتهاند دیده مىشود، اشخاصى كه مىخواهند هوا خورى كنند وقتى كه خیلى گرم نباشد از بالاى سقف راهروها عبور مىنمایند، اما معبر معمولى از زیر آن راهروها است كه به منزله نرده و نگهبان است و روزه نهائى به طرف رودخانه دراد كه هواى لطیف و خنك از آنه داخل راهرو مىشود. زمین راهرو از سطح پل خیلى بلندتر است و به توسط پله به راحتى بالاى آنها مىروند. فضاى وسط پل مخصوص عبور گارى و دواب است و تقریباً 35 پا عرض دارد. یك معبر دیگر هم دارد كه در تابستان و وقع كمى آب به واسطه خنكى خیلى مطبوع است و آن از میان خود رودخانه است در خط مخصوصى كه تخته سنگها نزدیك هرم اتفاق افتاده مىتوان از روى آنها رد شد بدون اینكه پاتر بشود. از تمام دهنههاى زیر پل به واسطه درهائى كه به هر چشمه گذرادهاند مىتوان عبور نمود از پلكانى كه در قطر پایه پل ساخته شده از روى پل به زیر چشمهها و طاقها پائین مىروند و همینطور پله هائى در دو طرف دارد كه به بالاى مهتابى روى راهروها صعود مىنمایند و عرض راه پلهها بیش از 2 تواز (4 ذرع تقریباً( است، و در دو طرف نرده و محافظى كشیدهاند كه از پرت شده جلوگیرى مىنمایند.
بنابراین این شش معبر در روى این پل وجود دارد: یكى در وسط و چهار تا در دو طرف كه عبارت است ازى زیر و بالاى هراهرورهاى پلكان تنگى كه به زیر پل مىرود حقیقتاً این پل از روى صنعت و استادى بنا شده و مىتوان گفت قشنگترین صنعت و شاهكار ابنیه ایران است، اما بسى دور است از اینكه به استحكام پل نف پاریس ساخته شده باشد.
سرپرسى سایكس انگلیسى در شرحى كه راجع به پل زاینده رود نوشته بود گفته بود كه این پل با اینكه روى به ویرانى نهاده از پل هاى درجه اول عالم است و اما تاورنیه تعصب ملى نگذارده كه در قضاوت خود انحراف نورزد، گرچه تاورنیه در كلیه موراد نظرش ساده نبود و اغلب خواسته است بناها و دیگر آثار ایران را كوچك و پست جلوه دهد و از دیگران هم استفاده كرده كه در تجلیل اصفهان غلو كردهاند.
اینكه آراى مختلفى راجع به این پل نگاشته شد براى امكان استخراج نظر صحیح و صائب درباره آن بود و اینكه درستى و نادرستى نظرهائى چون نظر تاورنیه معلوم گردد. در هر حال اكنون این پل در اصفهان ممتاز و در درجه اول قرار دارد و چون از آثار باستانى به شمار مىرود زیر شماره 110، به ثبت تاریخى رسیده است.
شاه عباس اول به طورى كه مورخان و سیاحان خارجى نوشتهاند در هر حال در جشن آبریزان شركت مىكرد و اگر در اصفهان بود در كنار زاینده بود برابر پل سى و سه پل و اگر در مازندران بود در كنار دریاى خزر، و گاهى روى پل سى و سه چشمه برگزر مىكرد.
در كتاب زندگانى شاه عباس اول راجع به جشن نوروز كه شاه در سال 1018 هجرى در روى پل سى و سه پل برگزار كرده چنین نوشته است.
جشن نوروز غالباً از سه تا هفت شبانه روز دوام مىیافت. گذشته از باغ نقش جهان پل اللهوردى خان را نیز آئین مىبستند و چراغان مىكردند. و گاه به فرمان شاه عباس بر سر پل مراسم گلریزان صورت مىگرفت، و گلهاى فراوان در راه شاه و همراهان او ریخته مىشد. از آن جمله در سال 1018 با آنكه جشن فروردین مصادف با ماه محرم بود، به فرمان شاه هفت شبانه روز جشن نوروزى گرفتند و بر سر پل گلریزان كردند و چون مردم اصفهان در چراغان و آئین بندى هنر نمائى بسیار كرده بودند، شاه مبلغ پانصد تومان از مالیات آن سال را به ایشان بخشید.
در تاریخ این جشن و گلریزان میر حیدر معمائى كاشى چنین سروده است:
گل گشت روى پل چو كند خسرو عجم گل گشت روى پل پى تاریخ كن رقم
موضوعى كه باقى ماند تاریخ بناى پل است كه بامر شاه عباس كبیر انجام شده است. آنچه مسلم است در سال 1018 كه جشن گلریزان در حضور شاه عباس انجام گردید پل مزبور ساخته بوده است ولى مورخان سال اتمام را متفاوت نشوتهاند:
اسكندربیك در عالم آراء در وقایع سال (1011) چنین نوشته:
در انتهاى خیابان باغى بزرگ و وسیع، پست و بلند، نه طبقه جهت خاص پادشاهى طرح انداخته بباغ عباس آباد موسوم گردانیدند و پل عالى مشتمل بر چهل چشمه به طرز خاص، میان گشاده كه در هنگام طغیان آب در كل، یك چشمه به نظر در مىآید، قرار دادند كه بر زاینده رود بسته شده هر دو خیابان بیكدیگر اتصال یابد.
حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى در وقایع اسل 1005 ه.ق( چنین نوشته:
شاه عباس اصفهان را پاى تخت دائمى خود نموده طرح عمارات عالیه انداغخ، سر درب درب قیصریه جنگ او است با ازبكان.
و در وقایع سال (1008 ه.ق) چنین نوشته:
شاه از هرات به اصفهان آمده و تكمیل طرح عمارات و باغات كه هر یك از امراء باغى به نما خود ساخته در حواشى چهار باغ كهنه در چهار باغ بالا.
و نیز در وقایع سال (1008 ه.ق) مى نویسد:
شاه عباس به اصفهان برگشت، اللهوردیخان را فرمود پل زاینده رود را با عمارات دیوانى بساخت.
در وقایع سال (1012) نوشته است:
بناى سر درب عالى عیصریه و كاشى كارى ممتاز آن ...
میرزا علینقى كمرهاى متخلص به نقى كه از شعراى زمان بوده ماده تاریخى سروده كه ابیات آن چنین است:
فلك قدر الله و یردى كه قدر ز عباس شاه اندر ایام یافت
بامداد بیگ ویردى دادگر پلى كدر آغاز و انجام یافت
بسعى ملك سیرت آقا حسین بخیر العمل حسن اتمام یافت
به دست زبر دست صعب امیر چو بند امیر این بنا نام یافت
پى سال تاریخ این پل نیافت كسى خوبتر از »پل اتمام یافت«
ظاهراً گفته عالم آرا اینستكه پل در سال (1011 ه.ق) ساخته شد و گفتههاى جابر انصارى قسمتى حاكى است كه در سال مزبور ساخته شده و قسمتى مىرساند كه دستور داده شده كه بسازند و در قسمت نوشته كه ساختن آن با سر در قیصریه مقارن بوده و حال آنكه ساختمان سر در قیصریه را از وقایع سال 1012 نوشته است. و هیچ اشاره بسند این گفتهها هم نشده است.
ماده تاریخ منسوب به نقى كمرهاى هم حاكى است كه ساختمان پل امیر در سال (1005 ه.ق) انجام یافته است ولى تاریخ شروع آن معلوم نیست و باید اذعان كرد كه اگر منظور همان پل چهل چشمه و یا اللهوردیخان باشد محال است كه در ظرف یكسال چینن پلى ساخته شده باشد و حدال باید در سال (1003 ه.ق) شروع شده باشد تا در (1005 ه.ق) به اتمام برسد.
آنچه به نظر مىرسد این است كه براى ساختمان عباس آباد مسلم است كه باید ابتداء پل واسطه ساخته شود و سپس شروع به ساختمان آن طرف پل شود. تاریخ ساختمان چهارباغ یعنى اتمام آن مطابق ماده تاریخى كه سرودهاند و عالم آراء نوشته است. هزار و پنج هجزرى است و ماده تاریخ چنین است:
عجب چارباغى است بهجت فزا گرش ثانى خلد گویند شاید
چو تاریخ آن دل طلب كرد گفتم: نهالش به كام دل شه بر آید
كه با حساب حروف جمل با هزار و پنج مطابقت دارد و نیز تاریخ تكگائى كه در خیابان چهارباغ طبق دسترو شاه عباس ساخته شده سال هزار و یازده است كه در تذكره نصرآبادى به نقل از تاریخ جلال منجم به شاه عباس اول منسوب شده و آن ماده تاریخ چنین است:
كلبهاى را كه من شدم بانى مطلبم تكیه سگان على است
زین سبب فیض یافتم ز اله كه مرا مهر با على ازلى است
خانه دلگشا شدش تاریخ چونكه از كلب آستان على است
و از طرفى اللهوردیخانه در سال (1004 ه.ق) از طرف شاه عباس اول به ایالت فارس منسوب گردید و در آنجا به اداره امور و تمشیت مىپرداخت تا اینكه حكومت كهكیلویه هم بر حزوه حكومتش افزوده گردید و از مجموع این تواریخ استنباط مىشود كه شاه عباس پس از استقرار به سلطنت و پیش از اینكه مقر خود را صافهان قرار دهد در صدد بوده كه اصفهان را به پایتختى انتخاب كند و از این رو دستور داده بود كه طرحهائى براى آبادى اصفهان مهیا كردن آن براى پایتختى ریخته شود و شاید اعزام اللهوردیخان به فراس هم از این نظر بوده كه اقدامات عمرانى اصفهان هم زیر نظر او قرار گیرد و عمدتاً باید عمران اصفان از بعد از تاریخ اعزام اللهوردیخان یعین بعد از سال (1004 هجرى) انجام یافته باشد و تقریباً هم همین طور است چه مطابق ماده تاریخى نقى كمرهاى هم ساختمان پل اللهوردیخانه در سال (1005 ه.ق( اتمام یافته و عمران خیابان چهار باغ در (1005 ه.ق) و تكایا چهارباغ در (1011 ه.ق) و در سال (1025 ه.ق) تمام ساختمانهائى كه از زمان شاه عباس شروع شده بوده سرانجام یافته بوده است.
و اما اینكه گفته شده در سال (1011 ه.ق)مأمور ساختمان پل شده با تاریخ اتمام پل كه (1005 ه.ق) باشد مغایر است، مى توان گفت اللهوردیخان ابتداء طبقه زیرین پل را براى امكان عبور و مرور ساخته بوده كه در (1005 ه.ق) به اتمام رسیده بوده و بعد در (1011 ه.ق) مأمور شده كه پل را به اتمام برساند یعنى طبقه بالا را نیز بسازد كه در موقع طغیان رودخانه هم عبور و مرور از طبقه دوم مقدور باشد و شاید طغیان رودخانه زاینده رود موجب تكمیل پل بوده است و با این فرض دیگر مغایرتى در بین نخواهد بود.
نظر دیگرى هم امكان دارد و آن این است كه بگوئیم پل موضوع ماده تاریخ نقى كمرهاى در فارس بوده نه در اصفهان ولى چون در تاریخ چنین اشارهاى نشد ناچار باید پل موضوع ماده تاریخ نقى را همان پل سى و سه پل دانست.









|
باغ بهشت بريتانيا از سلسله مقالات معرفیشاهکارهای معماری جهان مهندس محمد رضا دهقانی |
![]() |
باغ بهشت از مهمترين پروژه هاي ساختماني هزاره و همچنين يكي از بزرگترين گلخانه هاي جهان است كه مكاني براي نمايش وابستگي انسانها به گياهان و گوناگوني بسيار زياد آنها مي باشد.
* * *
معمار: نيكولاس گريمشاو (Nicholas Grimshaw)
مكان: سنت آستل (St. Austell) ، كورن وال (Cornwall) ، انگلستان
تاريخ آغاز ساخت پروژه: ژانويه سال 1996 ميلادي
تكميل فاز نخست: عيد پاك سال 2000
پايان كليه مراحل ساختمانسازي: عيد پاك سال 2001
سبك: تكنولوژي برتر (High Tech)
مساحت: 23 هزار متر مربع
* * *

باغ
بهشت كه در ماه مارچ سال 2001 گشايش يافت، به گونه اي برنامه ريزي شده بود
تا به يكي از مهمترين جاذبه هاي جهانگردي مبدل شود. در واقع، حتا پيش از
گشايش رسمي، پروژه مورد بازديد كثيري از مردم علاقمند سراسر جهان واقع
گرديد.
سرچشمه باغ بهشت :
پروژه بهشت زاييده
تفكر تيم اسميت بود كه هم اكنون مدير اجرايي باغ بهشت است. در سال 1995 وي
با كمك معماري محلي بنام جاناتان بال اقدام به برآورد هزينه پروژه كردند كه
حاصل، بودجه اي معادل 86 ميليون پوند براي احداث چنين باغي بود.
ايده
پروژه بهشت، ساده بود: خلق مكاني توريستي در سطح كلاس جهاني كه بازگوكننده
داستانهايي انساني از وابستگي انسانها به گياهان باشد، به ويژه مي بايست
اين مكان به گونه اي تدارك ديده مي شد تا علاوه بر اينكه بصورت نمايشي جذاب
جلوه گر شود، به اندازه كافي بلند و مرتفع باشد تا درختان سر به فلك كشيده
جنگلهاي پر باران در آن جاي گيرند، همچنين به ميزان لازم وسيع و عريض باشد
تا بتوان پوشش گياهي مديترانه اي را بصورت پرتگاههايي مصنوعي در آن قرار
داد؛ به راستي كه باغ بهشت برازنده لقب هشتمين عجايب جهان است.

سايت :
يك
گودال عميق رسي خارج از سنت آستل براي اجراي پروژه، ايده آل بود، چراكه هم
مجموعه را در مقابل باد محافظت مي كرد و هم در بخش جنوبي آن صخره اي سنگي
وجود داشت كه براي دريافت نور خورشيد مناسب بود.
ايده طرح بر مبناي خلق
مجموعه اي عظيم از “گلخانه ها” بود كه در زمين شيبدار بخش جنوبي، يعني جايي
كه صخره قرار داشت، برپا مي گشت و بايد يك كلكتور خورشيدي و سيستم بانك
گرمايي با ذخيره سازي 24 ساعته در آن مكان مهيا مي گشت. سطح شيبدار جبهه
شمالي نيز بايد جهت مزرعه هايي پلكاني با نمايشهايي تنديس گونه آماده سازي
مي گرديد.
گرچه، سايت كامل و بدون عيب و نقص نبود: شكل مخروطي آن در
مقابل سيل و طوفان بسيار آسيب پذير بود، خاك مناسبي نداشت و زمين ناپايدار
بود. اين مسايل تماماً توسط معماران، مهندسين و متخصصان باغباني در نظر
گرفته شد، اما براي اجراي اين پروژه نسبت به ديگر نقاط برتري داشت،
بنابراين انتخاب گرديد؛ در واقع موانع اصلي با همكاري و اشتياق گروه
همكاران پروژه از سر راه برداشته شدند.

طراحي :
مفهوم
كلي، خلق تجربه اي نو بود كه بايد بازديدكنندگان را با پيش بيني، شور و
هيجان و شگفتي مواجه مي كرد - منظره سازي و معماري بايد اين تصور را بوجود
مي آوردند.
دو نمونه محيط داخلي وجود داشت، يكي براي گياهان نواحي مرطوب
استوايي و ديگري جهت پوشش گياهي آب و هواي گرم و معتدل؛ در تكميل اين دو،
باغي بيروني با محيطي وسيع براي گياهان مناطق سردسير در نظر گرفته شد.
سازه
هاي دروني كه تشكيل دهنده گلخانه هايي عظيم بودند،“بيوم” نامگذاري گرديدند
كه در منطقه شيبدار جبهه جنوبي گودال رسي ساخته شدند تا جلوه اي طبيعي به
گياهان ببخشند.
در ابتـدا تصميم بر آن شد كه دو بيـوم با ساختاري فلزي و
شيشه اي ساخته شود و سازه سقف پايانه بين المللي واترلو در لندن به عنوان
الگو براي آن دو انتخاب گرديد. بنابراين از طراح پايانه يعني دفتر معماري
نيكولاس گريمشاو و همكاران در جهت تحقق اين تفكر، براي همكاري دعوت به عمل
آمد.
وجود درختان سر به فلك كشيده، باعث جلوگيري از رسيدن نور طبيعي
خورشيد به ديگر گياهان مي شد و اين باعث مي گرديد تا گياهان بخاطر
برخورداري از نور خورشيد به صورت غير طبيعي رشد نمايند.
متخصصين سازه
هاي فضايي پيشنهادي مناسب ارايه دادند: در قانون ژئودوزيك، اجزا در سطوحي
صاف براي ايجاد فرمي منحني به يكديگر پيوند مي خورند. يك خط ژئودوزيك،
كوتاهترين فاصله بين دو نقطه در سطحي منحني است و باعث ايجاد طرحي براي فرم
آزاد و پابرجا مي شود.
صاحب تفكر گنبد ژئودوزيك، معمار آمريكايي،
ريچارد باكمينستر فولر (Richard Buckminster Fuller) بود، كسي كه بزرگترين
گنبد را در پاويون ايالات متحده در نمايشگاه جهاني (Expo) سال 1967 مونترآل
كانادا با قطري معادل 250 فوت (76 متر) ايجاد كرد.
متخصصين سازه هاي
فضايي مرو، دفتر معماري نيكولاس گريمشاو و همكاران و مهندسان سازه، آنتوني
هانت و شركا با همكاري يكديگر بر روي نحوه تقاطع مجموعه اي از گنبدها كار
كردند. آنها پي بردند كه شيشه بسيار سنگين، انعطاف ناپذير و خطرناك براي
كاربردي اينچنيني است و همچنين دريافتند كه “اتيل تترا فلوئور اتيلن”
(ETFE) كه فلوئور پليمري با ويژگيهاي كششي مناسب است، براي كاربرد در اين
پروژه، راه حل خوبي است. به علاوه، مقاوم و سبك وزن است (وزني معادل يك
درصد همان ابعاد شيشه دارد) و شفافيتي بالا براي عبور اشعه مـاوراءبنـفش
دارد؛ETFE در مقـابل نور خـورشيد فـرسايش نمي يابد و خاصيت عايقي بهتري
نسبت به شيشه داراست. همچنين قابل بازيافت بوده و نيز مقاومتي معادل چهارصد
برابر وزن خود دارد.
گرچه در برابر ايجاد سوراخهاي سطحي حساس است، اما
به سادگي با استفاده از نوارهاي ETFE مي توان آن را تعمـير نمود. ورقه هاي
ETFE بيش از بيست سال در باغ وحش بورگرز هلند پابرجـا مانده است. تصمـيم بر
ساخت گرفـته شد؛ بيوم ها بايد با ورقه هاي 3 يا 4 لايه اي ETFE پوشش مي
يافتند.

بيوم ها :
هر
بيوم شامل چهار گنبد است كه با كمانهايي فلزي در محل اتصال به يكديگر
تقويت شده اند. شكل ايجاد شده، حداكثر اندازه و استحكام را با استفاده از
حداقل فولاد و همخواني با محيط متفاوت گودال رسي فراهم مي كند. در كل، آنها
بزرگترين گلخانه هاي جهان هستند.
بيوم بزرگتر – مربوط به پوشش گياهي
مناطق مرطوب استوايي – سطحي معادل 170 هزار فوت مربع (15590 متر مربع) يا
8/3 جريب (55/1 هكتار) را پوشش مي دهد و 180 فوت (55 متر) ارتفاع، 330 فوت
(100 متر) عرض و 660 فوت (200 متر) طول دارد.
بيوم مربوط به پوشش گياهي
مناطق گرم و معتدل، 70 هزار فوت مربع (6540 مترمربع) يا 6/1 جريب (65/0
هكتار) مساحت دارد و 115 فوت (35 متر) ارتفاع، 213 فوت (65 متر) عرض و 440
فوت (135 متر) طول دارد.
شش ضلعي ها، پنج ضلعي ها و مثلث هايي كه پيـوند
آنها تشكيل دهنده بيوم هاست، تماماً داراي ويژگيهاي منحصربفردي هستند كه
اين ناشي از طبيعت غيرعادي سايت مي باشد.
گرما با فنهاي بزرگ گرمازا
توسط آب گرم از دستگاههاي اصلي مولد گرماي زيرزميني تأمين مي گرديد. مسير،
شدت، رطوبت و دماي هوا با نرم افزار كامپيوتري كنترل مي شد؛ همچنين اين نرم
افزار، بازشوها را در بالا و پايين گنبدها كنترل مي كرد. هواي گرم به سمت
بالا هدايت مي شد و هواي خنك تر از بخش پايين جايگزين آن مي گرديد.

ساختمان :
در
ابتدا، جداره هاي گودال را كه بسيار ناپايدار بودند، با زاويه اي مناسب و
ايمن برش دادند و لبه هايي تراس مانند ايجاد كردند. دو هزار تخته سنگ كه
تعدادي از آنها 40 فوت (12 متر) طول داشتند به سمت جداره ها رانده شدند تا
مجدداً مورد استفاده قرار گيرند و در آنجا ثابت گرديدند.
فونداسيونهاي
بيوم ها در پايين و بالاي ديواره هاي گودال با 5/6 فوت (2 متر) عرض، 5 فوت
(5/1 متر) ضخامت و 2800 فوت (858 متر) طول گسترانيده شدند.
بيوم ها با
جرثقيلي تركيبي (ايستا و متحرك) و داربست برپا گشتند. داربستهاي 192 فوتي
(5/58 متري) ساخته شدند كه بلندترين سازه داربستي جهان تا آن زمان بودند.
داربستها
همچنين ركورد بزرگترين حجم سازه را با 9/6 ميليون فوت مكعب (195600 متر
مكعب) شكستند. درصورتيكه اجزاء به دنبال يكديگر در خطي مستقيم قرار مي
گرفتند، خطي به طول 230 مايل (370 كيلومتر) ايجاد مي كردند.
دو بيوم
بوسيله لينك كه ساختماني با سقفي پوشيده از چمن است و تركيبي زيبا با مناظر
اطراف خود پديد آورده، به يكديـگر متـصل شـده اند و اين احساس را بوجود مي
آورند كه بيـوم ها از زمين روئيده اند.
گروه طراحي تمايل داشت كه فضايي سبز در مركز گودال ايجاد شود و مسيري براي بازديدكنندگان بوجود بيايد تا سايت دلپذيرتر جلوه گر گردد.
تغييرات
در وضعيت طبيعي زمين با ايجاد فضاهايي صميمي مانند “وايلد كورن وال” و
مجسمه هايي غير معمول كه داراي معناي خاصي مي باشند، ايجـاد شد و از وضعيت
پيشـين گودال، تنها خاطره اي برجاي ماند. مسيرها و شيبراههاي پيچدار،
تصاويري زيبا از منظره سازي توسكاني پيش چشم بازديدكنندگان پديد مي آورند.
فضاهاي
معـماري، تنـها حدود يك چـهارم سـايت را به خود اختصاص مي دهند، بقيه سايت
شامل بخشهايي است كه هريك مفهوم خاصي دارند و به ميـزان قـابل توجـهي از
گيـاهان منطقه معتدل و تنـديس هاي طـراحي شـده توسط مشاورين كاربرد زمين
پوشيده گرديده اند.
"
برما نیفکند
آیینه رویا...
آه از دلت آه!
کتاب راز ساخت هرم عظیم مصر
عنوان انگلیسی : The Secret of the Great Pyramidموضوع : معماری
نویسنده : Bob Brier
زبان : انگلیسی
نوع فایل : PDF
حجم : 3.98 مگابایت
تعداد صفحات : 304
هشت سال پیش، Jean-Pierre Houdin معمار موفق فرانسوی، جذب راز چگونگی ساخت اهرام عظیم مصر شد. بعد از پنج سال تلاش، توانست شواهد انکارناپذیری از یک راز شگفتآور ارائه دهد.
این هرم عظیم از داخل ساخته شده بود که داخل آن از یک سطح شیبدار بسیار طولانی تشکیل شده است که برای ۴۵۰۰ سال پنهان بوده است.
داستان در دو چارچوب زمانی ساخته شده است: باستانی و مدرن. سبک باستانی داستان شرح میدهد که چگونه یک ملت از کشاورزان که بهتازگی از عصر سنگ پدید آمده بود میتوانست یکی از عجایب هفتگانه جهان را بسازد…
ساخت هرم عظیم مصر ۲۰ سال به طول انجامید. برای اجرای عجایبی پیچیده و عظیم مانند این هرم، مصر نیاز به معماران، ریاضیدانان، سنگکاران و افرادی که در کار استخراج و ذوب فلزات هستند؛ داشت.
خوانندگان در کتاب “راز ساخت هرم عظیم مصر” به همراه Hemienu، کار معماران خلاقی که این طرح را برنامهریزی و سازماندهی کردهاند و بر ساخت آن نظارت داشتهاند را دنبال میکنند. همچنین درمییابند که چگونه و چرا معماران باستان، هرم عظیم مصر را اینگونه طراحی کردهاند.
دانلود کتاب راز ساخت هرم عظیم مصر
پسورد : www.iranmeet.com
نوع فایل: PDF
تعداد صفحات: 443
ناشر: HARVARD UNIVERSITY
حجم کتاب: 7.67 مگابایتدانلود کتاب
یکی از خوش شانسی های شغلی من، همکاری با مهندسین مشاور آرشیویرا بوده. واقعا دوره همکاری من با آرشیویرا و به خصوص مدیر اونجا آقای مهندس حمید رضا زندی افتخار بزرگی برای من بوده. برخورد حرفه ای و آموزنده و تعهد خیلی خیلی زیاد به کار و معماری و فعالیت منضبط و مسئولانه در کار، چیزهایی هستند که من در بالاترین حد توی اونجا دیدم . از بین همه ی مشاورینی که توشون فعال بودم، هیچ کجا چنین مزیت هایی نداشتند. این وظیفه من برای قدردانی از کسایی بود که فراموششون نمی کنم. :) گرچه فقط حیف... .
این آدرس سایتشونه: www.archivira.blog.com گرچه فقط چندتایی از پروژه هاشون توی این سایت هست.
چه فتنه هاست در این نقطه ی محال اندیش
محتویات
تاریخچه
قدیمیترین آثار معماری ژاپن، که به دوران پیشاتاریخ بازمیگردد، خانههای سادهٔ گودال شکل و انبارهایی بود، منطبق با شیوهٔ زندگی مردمی شکارچی-گردآورنده. بعدتر، تحت تأثیر معماری در سلسله هان چین که از طریق کره به ژاپن رسیده بود، انبارهای غلات و اتاقهای مخصوص تشریفات دفن مردگان طراحی پیچیدهتری یافتند.
با ورود بودیسم به ژاپن در قرن ششم میلادی ساخت معابدی در ابعاد بزرگ و با تکنیکهای پیچیده در به کار بردن چوب رونق گرفت. تحت تأثیر دودمان تانگ و سوئیِ چین اولین پایتخت دائمی ژاپن در نارا بنا شد. خیابانهای شطرنجی نارا بر اساس الگوی پایتخت باستانی چین (شانگ-آن) طراحی شدهاست. به تدریج ابعاد ساختمانها افزایش یافت و به تبع آن واحدهای استاندارد اندازهگیری پیدا شد و اصلاحاتی در طرحبندی کلی ساختمانها و طراحی باغها به وجود آمد. با رواج مراسم چای سادگی و طراحی بیپیرایه، در تقابل با معماری افراطی اشرافی، اهمیت بیشتری یافت.
![]()
کینکاکو-جی، کیوتو، ۱۳۹۷، دوره موروماچی
طی دوران اصلاحات میجی در ۱۸۶۸، دو رخداد مهم تاریخ معماری ژاپن را
دگرگون کرد. اولین رخداد جداسازی قانونی کامی و بودا از یکدیگر در سال ۱۸۶۸
بود که به طور رسمی بودیسم و شینتو را از هم و معابد بودایی را از معابد
شینتو مجزا کرد. شکستن ارتباط این دو که بیش از هزار سال با هم پیوند
داشتند، مستقیم و غیر مستقیم آسیبهای فراوانی به معماری ژاپن وارد کرد.
دومین رخداد این بود که ژاپن برای رقابت با سایر کشورهای توسعهیافته، به غربگرایی افراطی رو آورد. در نتیجهٔ این رخداد معماران خارجی و سبکهای خارجی به ژاپن وارد شدند، اما به تدریج ژاپن معماران وطنی را تعلیم داد و سبک ویژهٔ خود را به وجود آورد. معمارانی که از تحصیل در کنار معماران غربی بازمیگشتند سبک بینالمللی مدرنیسم را به ژاپن وارد کردند. با این حال، تنها پس از پایان جنگ جهانی دوم بود که معماران ژاپنی توانستند در صحنهٔ معماری بینالمللی تأثیرگذار باشند، ابتدا با آثار معمارانی چون کنزو تانگه و بعدتر با جنبشهای تئوریکی مانند متابولیسم.
کتابخانهٔ دانشگاه هنر تاما، توکیو، ۲۰۰۷
مدرسه باوهاوس در سه شهر آلمان، در سه دوره زمانی (وایمار از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵، دسائو از ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۲ و برلین از ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳) و تحت مدیریت سه معمار (والتر گروپیوس از ۱۹۱۹ تا ۱۰۲۷، هانس مه یر از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ و لودویگ میس ون دروهه از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳) به فعالیت پرداخت.
تاریخچه
والتر گروپیوس در سال ۱۹۱۹ با ادغام آکادمی هنرهای زیبا و مدرسه هنرها و پیشهها، مدرسه باوهاوس را در وایمار بنیان نهاد. او در نخستین بیانیه خود، نظر ویلیام ماریس درباره تعالی صنایع دستی را با فکر وحدت همهٔ هنرها (با رعایت تقدم معماری) درآمیخت و مرزبندی میان جنبههای تزیینی و کاربردی در هنرها را مردود شمرد. او چندی بعد در سال ۱۹۲۳ اهمیت طراح-صنعتگر در تولید صنعتی کلان را مورد تاکید قرار داد، که به عنوان اصل عمده آموزه باوهاوس دانسته شد. پس از آن کارگاههای باوهاوس به صورت آزمایشگاههای ساخت پیش نمونه برای تولید ماشینی درآمدند و بسیاری از فراوردههای این کارگاهها (به خصوص میز و صندلی، منسوجات و لوازم چراغ برقی) با موافقت صاحبان صنایع در خط تولید کارخانهای قرار گرفتند. سبک فراوردههای باوهاوس خصلت هندسی و ساده داشت و به سبب صرفهجویی در وسایل و مطالعه در کیفیت مواد از پالودگی خط و شکل برخوردار بود.
با طراحی تعدادی ساختمان تازه در دسائو (که نتیجه کار گروهی گروپیوس، معلمان و شاگردان بود) باوهاوس از وایمار به مکان جدید انتقال یافت. پس از این تغییر مکان، تأثیر باوهاوس در معماری و هنرهای کاربردی اروپا رخ نمود و تا پایان جنگ دوم نیز پایدار ماند.
در سال ۱۹۳۲ میس ون باوهاوس را به برلین انتقال داد، اما فعالیت آن در برلین دیری نپایید چراکه یک سال بعد، در ۱۱ آوریل ۱۹۳۳ دولت نازی باوهاوس را تعطیل کرد.
چندی بعد موهولی ناگی و برخی دیگر از معلمان مدرسهٔ جدیدی به همین نام در شیکاگو برپا کردند. تا اواخر دههٔ ۱۹۶۰ اکثر مدارس طراحی و معماری اروپا و ایلات متحده دستکم بخشی از برنامههای آموزشی باوهاوس را پذیرفتند.
تعدادی از هنرمندان بزرگ قرن بیستم همچون پل کله، واسیلی کاندینسکی، والتر گروپیوس، موهولی ناگی، یوزف آلبرس و دیگران در این مدرسه هنری تدریس میکردند.
معماری زیستفنی
معماری زیستفنی یا معماری بیونیک (به انگلیسی: Bionic architecture) یا معماری طبیعت الگو رویکردی است که برای خلاقیت و نوآوری در طراحیهای معماری از طبیعت الهام میگیرد و مسائل فنی معماری را از طریق الگوگیری از طبیعت حل میکند. معماری طبیعت الگو در واقع یکی از موضوعات تخصصی رشته میان رشتهای خلاقیت شناسی طبیعت الگو یا مهندسی خلاقیت و نوآوری طبیعت الگو میباشد.
خلاقیت شناسی طبیعت الگو ،(Nature based Creanovatology)الگوگیری از انواع سامانهها، ساختارها، راهبردها و ساز و کارهای طبیعت و موجودات زنده برای ابداع و اختراع، خلاقیت و نوآوری و حل مسائل میباشد. خلاقیت شناسی طبیعت الگو به عنوان یک حوزهٔ علمی تخصصی با ماهیت میان رشتهای عبارت از اختراع شناسی مبتنی بر طبیعت یا مهندسی اختراع طبیعت الگو و یک روششناسی بسیار قدرتمند حل خلاق مسئله، از شاخهها یا گرایشهای تخصصی علم خلاقیت شناسی (خلاقیت نوآوریشناسی) (Creanovatology) به شمار میرود..[۱]
محتویات
- ۱ خصوصیات معماری طبیعت الگو
- ۲ معماری بیوتک
- ۳ روند طراحی
- ۴ معماران به نام
- ۵ نمونهها
- ۶ جستارهای وابسته
- ۷ منابع
- ۸ ردهها
خصوصیات معماری طبیعت الگو
روح بخشیدن به ساختمان یکی از تمایلات معماری بیونیک است که طراحان این رشته با توجه به قدرت سازه برای تنفس (زندهنمایی)، به کمک خطوط مستقیم یا منحنی خالص و القاء آهستهٔ تمامیت سازه به آن دست پیدا میکنند و مهم ترین چیز برای معماری بیونیک آن است که ساختمان بتواند زنده بودن خود را القاء کند.
معماری بیوتک
پس از جنگ جهانی دوم و آغاز دههٔ شصت قرن بیستم، تبادل علمی بین گرایشهای علوم طبیعی و فنی رونق گرفت.
در جریان همایشی در اوهایو، که نیروی هوایی آمریکا در سال ۱۹۶۰ برگزار کرد، برای اولین بار واژه ایی به نام "بیونیک" از ترکیب دو لغت "بیولوژی" و "تکنیک"، به معنای زیستار شناختی یا به کارگیری اندامهای ساختگی طبیعت که میتوانیم به فارسی "زیست فنی" ترجمه کنیم، توسط دانشمند آمریکایی جک. ای. استیل بیان شد. او بیونیک را علم سیستمهایی که شالوده و پایهٔ تمامی سیستمهای زندهاند، میداند. این واژه در برگیرندهٔ کار همه متخصصانی است که تلاش دارند برای حل مشکلات فنی خود از دانستههای طبیعت الهام بگیرند.
در ابتدا بیونیک به بررسی ماشینهایی که براساس سیستمهای زنده طراحی و ساخته شده بودند میپرداخت و هم اکنون بیونیک از هر جهت هنر به کارگیری دانش سیستمهای زنده در حل مسائل فنی است.
در بیونیک، تحقیق فقط به یک رشتهٔ خاص علمی محدود نمیشود، اگر چه خود بیونیک هنوز به عنوان یک علم نوپاست، امّا فعالیت بیونیک دانان را میتوان در حوزهٔ "علوم کاربردی" مطرح کرد که همچون رابطی پدیدههای گوناگون را با الگوهای زنده مقایسه میکنند، به عبارتی دیگر برای هر پدیده، الگوی زندهای مییابند.
علوم کاربردی شاخههایی از علوم هستند که رشد و تکامل آنها در مرحلهای مانند طراحی، ساخت، ایجاد و تغییر باشد و این قسمت به بخش مهندسی اختصاص دارد، از آنجایی که مهندس نقش اصلی و اساسی در توسعهٔ تکنولوژی دارد، فعالیت این بخش باید با تأمل و دقت نظر، به گونهای که همگام با طبیعت باشد، هدایت شود، بنابراین به جاست اگر بگوییم که همهٔ راهها به طبیعت ختم میشود.
یکی از بهترین طرحهای شناخته شده از علم بیونیک اثر لئوناردو داوینچی نقاش معروف است که ماشین پرنده را براساس ساختمان بدن یک خفاش طراحی کرد. استدلال او این بود که خفاش دارای بال کاملا پوشیدهای است که هوا را از خود عبور نمیدهد و دارای پوستی پرده مانند است که آن را تقویت میکند.
حدود ۴۰۰ سال بعد از طرح داوینچی، ماشین پرنده توسط کلمنت آدر با الهام از خفاش ساخته شد و در سال ۱۸۹۰ تا ارتفاع ۱۵ متری پرواز کرد. جانداران میپردازد و مسائل فنی را از راههای زیستی حل میکند.
معماری بیونیک یا علم بررسی نظام حیات جانداران، امروزه به عنوان یکی از سه علم برتر جهان (IT, Nano, Bionic) معرفی گردیده است. روح بخشیدن به ساختمان یکی از تمایلات معماری بیونیک است که طراحان این رشته با توجه به قدرت سازه برای تنفس (زندهنمایی)، به کمک خطوط مستقیم یا منحنی خالص و القاء آهستهٔ تمامیت سازه به آن دست پیدا میکنند و مهم ترین چیز برای معماری بیونیک آن است که ساختمان بتواند زنده بودن خود را القاء کند. این یک باور متعالیست که با زنده بودن محیط زیست، هماهنگی کامل با طبیعت ایجاد میشود. شاید یک طریقهٔ معتبر و قوی برای آیندگان، ترویج روش اصلاح طلبی و توجه به واقعیتها از طریق "معماری بیونیک" باشد، به طور کلی معماری بیونیک مبارزهای است با خشنودی از خود و تمایلی است به باز ساز ی همه چیز، بنابراین انگیزه ایست منحصر بفرد.
روند طراحی
یکی از روندهای طراحی بر اساس طبیعت و الگوهای زیست شناختی (Biodesign) به صورت زیر میباشد:
۱- انتخاب موجود زنده (پدیده مور نظر در طبیعت)
- جانوران
- گیاهان
- آغازیان، تک سلولیها
۲- شناسایی خصوصیات زیستی
- محیط زندگی: شرایط محیط، دما، رطوبت، فشار و صوت
- عکس العملها: منابع حیاتی، سیستمهای تنفسی، مواد غذایی
- خصوصیات فیزیکی: شرایط همزیستی، سازگاری و ناسازگاری مستقیم و غیر مستقیم
- روابط سیستماتیک: آمار تجمعی و پراکندگی زیستی، شرایط خاص جغرافیایی
۳- شناسایی خصوصیات معماری
- ساختارهای داخلی
- روابط سیستماتیک
- پیکره اصلی موجود: عناصر میکرو و تناسبات هندسی، عناصر ماکرو، مواد و نسبتها
معماران به نام
- گرگ لین
- Bates Smart
- Nicholas Grimshaw
- سانتیاگو کالاتراوا
- نورمن فاستر
- Ken Yeang
- دانیال لیبسکند
- یان کاپلیتسکی
نمونهها
برخی از آثاری که بر مبنای معماری طبیعت الگو ساخته شدهاند:
- مرکز تجاری بیرمنگام(selfriges)
- (city of arts & sciences)
-
مرکز ملی هوائی لستر در لستر توسط
-
شهر هنرها و علوم، والنسیا (معمار سانتیاگو کالاتراوا)
-
موزه هنر میلواکی (معمار سانتیاگو کالاتراوا)


