معمار کیست؟
تعریف معمار
قدمت
معماری به عنوان یک فن برای ایجاد سرپناه، به قدمت تاریخ بشر می رسد اما
معماری امروزه در جهان ترکیبی از صنعت ساختمان سازی به علاوه هنر، فلسفه،
جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی، اخلاقی، اقتصاد، جغرافیای طبیعی و
انسانی، برنامه ریزی و توسعه اقتصادی و علوم طبیعی نظیر زیست شناسی و محیط
زیست است.
معماری در دنیای کهن بهعنوان حرفهای مطرح بود که از یک سو از فنیترین
حوزههای مربوط به علوم ساختمانی تا هنریترین مباحث مربوط به
زیباییشناسی، و از سوی دیگر از طراحی در مقیاس کوچک یک عنصر تأسیساتی
مانند یک آبانبار یا پل کوچک یا اصطبل تا طراحی یک محله و یک شهر را دربر
میگرفت و هر چند که در هر یک از حوزههای فوق افرادی صاحبنظر و
حرفهایتر بودند و سلسلهمراتبی نیز بین معماران گوناگون وجود داشت، اما
در مجموع همه فعالیتهای فوق در حوزه معماری قرار داشت.
معماری
به عنوان اجتماعیترین هنر بشری با فضای اطراف انسان مرتبط است. حضور فضا،
بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظهای از زندگی روزمره آدمیان
غایب نبوده و نخواهد بود. شهرها پر از ساختمانهایی هستند که با استفاده از
هنر و مهارتهای علمی و ریاضی طراحی شدهاند. این مهارتها در ترکیب با هم
عناصر زیباییشناسی نامیده میشوند. اصول زیباییشناسی برگرفته از هنر،
علم و ریاضیات در طراحی معماری مورد استفاده قرار میگیرند، مثل کاربرد خط،
شکل، فضا، نور و رنگ برای ایجاد یک الگو، توازن، ریتم، کنتراست و وحدت.
این عناصر در کنار هم به معماران اجازه میدهند تا ساختمانهای زیبا و مفید
خلق کنند. به بیان بهتر، اصول زیباییشناسی به اضافه جنبههای ساختاری به
ساختن یک ساختمان موفق کمک میکند…….
موضوع معماری درباره فضاست. تعاریف مختلفی که تاکنون از معماری ارائه شده
است، اغلب به گونهای بر اهمیت فضا در معماری تاکید میکنند، بطوریکه وجه
مشترک بسیاری از این تعاریف، در تعریف معماری به عنوان فن سازماندهی فضا
است. به عبارت دیگر موضوع اصلی معماری این است که چگونه فضا را با استفاده
از انواع مصالح و روشهای مختلف، به نحوی خلاق سازماندهی کنیم. از دیدگاه
اگوست پره(Auguste Perret) ، معماری هنر سازماندهی فضاست و این هنر از راه
ساختمان بیان میشود. ادوارد میلر اپژوکوم (Edvard Miller Upjokom) نیز
معماری را هنر ساختن و هدف کلی آن را محصور کردن فضا برای استفاده بشر
تعریف میکند. به گفته لامونت مور (Lamont Moore) نیز معماری هنر محصور
کردن فضا جهت استفاده بشر است.
معمار کیست ؟
ویترویوس پدر معماری در قدیمی ترین کتاب معماری موجود ( ده کتاب معماری ) ویژگیهای معمار را چنین بیان می کند :معمار باید به علوم و معارف گوناگون آراسته باشد، چون با قوه تمییز او است که تمامی آثار دیگر هنرها به محک در می آید. معرفت معمار فرزند علم و عمل است . عمل، ممارست مداوم و منظم در کار است یعنی کاردستی با انواع مصالح ، طبق یک نقشه و عمل ، قدرت بیان و نمایش چابک دستی معمار است طبق اصول تناسبات.
پس معمارانی که کسب مهارت دستی را مراد خویش قرار داده اند بی علم ، هیچ زمان نتوانسته اند منزلتی را بیابند که سزاوار مرارتهایشان باشد، چون آنانکه فقط بر علم و تتبع تکیه کرده اندکه بی گمان به دنبال صورت بوده اند و معنی.
لکن آنانکه معرفتی کامل از علم و عمل دارند ، همچون مردانی تا بن دندان مسلح ، بی درنگ به مراد خود دست یافته اند و افتخار را نصیب خویش کرده اند.
در همه امور ، خاصه معماری ، دو چیز است : آنچه معین است و آنچه به چیزی معنی می بخشد. انچه معین است ، موضوعی است که از آن سخن می گوییم و آنچه معنی می بخشد ، اثباتی است طبق اصول علمی.
پس آنکس که خود را معمار می خواند باید در دو هر متبحر باشد. او باید بالذات با استعداد باشد و هم مستعد تعلیم دیدن.
معمار باید تعلیم دیده باشد تا از خود خاطره های ماندنی تر در رسالتش بجا بگذارد.
معمار باید علم رسم نقشه را بداند تا بتواند بی فوت وقت طرحهایی ترسیم کند ، برای بیان شکل کاری که پیشنهاد می کند.
هندسه نیز کمکی بزرگ به معماری است. خاصه اینکه به ما کاربرد خط کش و پرگار را می آموزد تا در تهیه نقشه های ساختمان در محدوده املاک آمادگی یابیم و گونیا و تراز و شاغول را به درستی به کار بریم.
علم روشنایی را نیز باید بداند چرا که با آن و با استفاده از هندسه نور درون ساختمانها می تواند از نقاط معین ساختمان رسم شود.معرفتی گسترده از تاریخ لازم است ، زیرا در میان بخشهای تزیینی ساختمان ، بسیاری از نقوش هستند که معنی نهفته در آن را باید بتواند برای دیگران بیان کند.
و اما فلسفه که معمار را بلند نظر و نه خود بین و خاضع ، عادل و درستکار می سازد بدون آزمندی . این اهمیتی بسزا دارد ، چرا که اثری نمی تواند بدون صداقت و راستی به درستی خلق شود. معمار نباید آزمند باشد و خاطر خود را با اندیشه ی کسب در آمد مشغول نماید. اینها همه از جمله احکام فلسفه است.
معمار همچنین باید موسیقی را نیز درک کند تا بتواند از علم فواصل موسیقی و ریاضی آگاهی داشته باشد.
معمار باید علم طب را به علت مسائل اقلیم ها ، هوا ، صحت و عدم صحت زمینها و استفاده از آبهای مخلف را بداند. زیرا بی این ملاحظات صحت در یک خانه فراهم نخواهد شد.
او باید قوانین را بداند. باید قوانینی را بداند که در ساختمانهایی که دیوارهای مشترک دارند لازم است ، با توجه به آبی که از پلکان می ریزد و نیز قوانینی درباره ی زهکشها ، پنجره ها و تامین آب و سایر مقوله ها از این دست باید بر معماران شناخته شده باشد تا پیش از آن ساختمانها را بنا نگذارند و پس از پایان یافتن کار به حل بپردازند.
با نجوم است که ما شرق و غرب و شمال و جنوب را و همچنین با علم افلاک اعتدالین ، زمان تحول و مسیر ستارگان رامی یابیم . اگر کسی به این امور آگاهی نداشته باشد ، نخواهد توانست نظریه ی ساعتهای آفتابی را بفهمد.
وی می گوید: من فکر می کنم هرکسی حق ندارد عجولانه خود را معمار بنامد بی آنکه از کودکی از پله های این علوم بالا رفته باشد و با این گونه دانش ، هنرها و علوم مختلف پرورش یافته ، به اوج سرزمین مقدس معماری برسد. شاید در نزد بی تجربه ها شگفت نماید که طبیعت انسانی بتواند اینچنین موضوعات زیادی را درک کند و به خاطر بسپارد. اگرچه مشاهده ی این امر که تمامی علوم پیوندی مشترک از یگانگی و وحدت دارند ، به این باور منجر خواهد شد که امر مزبور به سادگی می تواند تحقق یابد.
البته اینکه پیتئوس ( سازنده معبد میروانا در پیرنه ) گفت : « معمار باید در تمام هنر ها و علوم خبره باشد ، بسیار بیش از مردانی که هر یک با کار خود و ممارست در آن ، یک مبحث را به حد کمال رسانیده اند . » در واقع تحقق نمی یابد.
پس معمار نباید باشد و نمی تواند باشد ادیبی چون ارسطرخس ، هر چند از ادب بی بهره نباشد ، نیز موسیقی دانی چون اریسو کزنوس هرچند از موسیقی به بهره نباشد و نیز نقاشی چون آپلس هر چند در طراحی بی مهارت نباشد و پزشکی چون بقراط هر چند از طب بی بهره نباشد……
معرفی رشته معماری و گرایشات آن
ـ معماری ـ معماری منظر ـ مدیریت پروژه و ساخت ـ طراحی شهری ـ برنامه ریزی شهری ـ تکنولوژی معماری ـ انرژی معماری ـ مرمت ابنیه سنتی ـ مطالعات معماری ایران ـ معماری اسلامی
معماری: رسالت اصلی رشته معماری ،طراحی ساختمان های مفید ، زیبا و اصیل و ساماندهی به محیط مصنوع و شکل دهی به فضای زندگی انسان در توازن با طبیعت متناسب با ارزش ها و شرایط فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و فنی جامعه است . معماری در هر عصر گویای نحوه زندگی اجتماعی ، سیاسی،اقتصادی مردم آن سرزمین می باشد و به همین دلیل برای آگاهی از آنچه در آن مکان گذشته است به مطالعه معماری آن زمان می پردازند. معماری ضمن اینکه یک رشته فنی مهندسی است ، در عین حال تخصصی مرتبط با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه است . به همین جهت آموزش در رشته معماری به عنوان یک تخصص چند رشته ای شامل مباحث فنی و مهندسی می شود ، همینطور بر خلاقیت ، ذوق هنری و بنیان های زیبایی شناسی و مهارت های حرفه ای تکیه دارد و نیز از مباحث علوم اجتماعی ، اقتصادی و روانشناسی بهره می گیرد. متخصص این رشته فردی است چند بعدی و دور اندیش ، با ذهنی خلاق و تفکری نظام مند و همراه با مهارت های حرفه ای مناسب. در این راستا متخصص این رشته مسائل مطرح در حوزه معماری را به درستی تحلیل و ارزیابی کرده ، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری ، پالایش و سازمان داده ، آنها را در طراحی ساختمان ها و فضای دلنشین و زیبا بکار می بندد به طوریکه کیفیت زندگی افراد جامعه به صورت روز افزون بهبود یابد .
معماری منظر: معماری منظر رشته ای است که از لحاظ آموزش آکادمیک در کشور ما عمر کوتاهی دارد و هنوز جایگاه واقعی خود را در فرهنگ عمومی و جامعه حرفه ای به دست نیاورده است . علت این امر را می توان در عدم ارائه تعریفی جامع از آن برای عموم ،مشخص نبودن حوزه فعالیت آن و تداخل رشته های وابسته جستجو کرد . این تخصص یک تخصص بین رشته ای است که ریاضیات ، علوم مهندسی ، هنر ، تکنولوژی علوم اجتماعی ، سیاست و فلسفه را شامل می شود . فعالیت معمار منظر می تواند از طراحی یک پارک ملی تا طراحی زیر ساختهای شهری و مدیریت زمینهای بکر و احیا؛ اراضی مخدوش شده مثل معادن یا محوطه های دفن زباله را در بر می گیرد . معمار منظر بر روی انواع ساختارها و فضاهای بیرونی اعم از کوچک و بزرگ ، روستایی و شهری با مصالح نرم و سخت و مسائل هیدرولوژیکی و اکولوژیکی متفاوت فعالیت می کند .
حوزه فعالایت معمار منظر را می توان در حیطه های زیر خلاصه کرد: ـ برنامه ریزی برای توسعه های جدید از لحاظ فرم و مقیاس ـ طراحی منظر خیابانها و زیر ساختهای عمومی شهری ـ طراحی محوطه برای مدارس ،دانشگاهها ، بیمارستانها ، هتلها و . . . ـ طراحی پارکهای عمومی ، پارکهای موضوعی و فضاهای ورزشی ـ طراحی محوطه های مسکونی ، شهرکهای تجاری و صنعتی ـ برنامه ریزی برای ساخت بزرگراه ها ، ساختارهای حمل و نقل ، پلها و . . . ـ طراحی فضای شهری ، میدانها و پیاده راه ها و طراحی منظر راه ها ـ سازماندهی باز سازیهای شهری ـ ساماندهی مناظر طبیعی ، تاریخی و توریستی ـ حفاظت از باغهای تاریخی ـ بر نامه ریزی ساخت مخازن ، سدها ، نیروگاه ها و صنایع بزرگ ـ ارزیابی محیط و منظر ، ارائه طرح برای مدیریت سرزمین و آمایش آن
شهر سازی: شهرسازی دانشی است که هدف و وظیفه اصلی آن ایجاد زمینه و بستر مناسب برای زیست “انسان ” است . در عین حال شهرسازی ، در کنار مدیریت شهری ، وظیفه آماده سازی شرایط لازم برای تحققآرمانها و آرزوهای جمعی ساکنان شهرها را نیز بر دوش دارد و می باید موقعیت را برای حرکت انسان شهر نشین به سوی کمال مطلوب جامعه فراهم آورد. علاقمندان این رشته می توانند تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع کارشناسی ارشد در گرایش شهر سازی و در مقطع کارشناسی ارشد در گرایش های برنامه ریزی شهری ، طراحی شهری ، و سه رشته پیشنهادی برنامه ریزی مسکن ، برنامه ریزی منطقه ای و مدیریت شهری و در مقطع دکتری ، در گرایش شهرسازی ادامه دهند .
در ذیل به برخی از زمینه های کاری اشاره می شود : ـ تهیه طرحهای شهری و منطقه ای (جامع ، تفصیلی،هادی و . . .) ـ مشاوره در امور شهری و منطقه ای به مدیران و مسئولان رده بالا ـ فعالیت در شهرداریها ، استانداریها ، وزارتخانه های مربوطه ـ نظارت بر ساختمانهایی با ارتفاع بیش از ۸ طبقه بر طبق قانون ـ انجام پروژه های محوطه سازی ـ برنامه ریزی و طراحی شهرکهای گوناگون ( مسکونی ، صنعتی ، تجاری ) ـ برنامه ریزی و طراحی شهرهای جدید ـ مکان یابی عناصر و کاربریهای گوناگون شهری ـ توانایی راه اندازی و استفاده از سیستم ـ فعالیت گروهی با سایر تخصصها در پروژه های گوناگون ـ فعالیت در مشاوران خصوصی و نیمه خصوصی شهر سازی ، معماری و . . .
در این گزارش دو زیر مجموعه به شرح زیر است : ۱- طراحی شهری: به طور خلاصه این گرایش نحوه طراحی فضاهای شهری و نحوه قرار گرفتن ساختمان ها در یک مجموعه و روابط حاکم بر شکل گیری ساختمان های شهری را مورد بررسی قرار می دهد . ۲- برنامه ریزی شهری و منطقه ای: فعالیت های گرایش برنامه ریزی شهری عموماً در خصوص تهیه طرحهای جامع و یا تفصیلی شهرها و تهیه طرح های توسعه شهر ها در راستای اهداف اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی هر شهر و یا منطقه می باشد . زمینه های کاری این گرایش مشابه گرایش طراحی شهری است .
مدیریت پروژه و ساخت: وظایف اصلی یک مدیر پروژه را می توان ایجاد هماهنگی لازم در اجرای فعالیتها برای کاربرد مناسب منابع و امکانات ، به منظور رسیدن به هدف نهایی پروژه دانست . در ایجاد این هماهنگی ،الزاماًمحدودیت های زمانی ، بودجه ، نیروی انسانی ، تجهیزات مواد و سایر منابع و امکانات ، همچنین محدودیت های مربوط به کیفیت کارهای قابل اجرا و روشهای اجرای قوانین و مقررات حاکم بر محیط و بسیاری از محدودیت های دیگر که به نوعی با فازهیی مختلف پروژه ارتباط خواهد داشت مورد نظر قرار می گیرند . برای انجام وظایف ، مدیر احتیاج به برنامه ریزی ،سازماندهی، رهبری و کنترل خواهد داشت .
تکنولوژی معماری: این رشته ضمن توجه به مباحث عمومی رشته به طور مشخص بر طراحی فنی ساختمان و روش های بهینه ساخت آثار معماری و استفاده از تکنولوژی های مناسب در طراحی ، ساخت و بهره برداری از بنا تاکید می ورزد . فارغ التحصیلان این رشته به عنوان یک مهندس حرفه ای زمینه های کاری مناسبی در بخشهای خصوصی و یا دولتی به عنوان طراح یا ناظر پروژه و یا مدیر پروژه خواهند داشت.
انرژی معماری: شاهکارهای معماری سنتی مانه تنها الگوهای تمام عیاری را در مورد هماهمنگی ساختمان با طبیعت استفاده از انرژی های تجدید پذیر و عوامل مناسب سازگاری با چرخه های اکولوژیک و حذف پسماند عرضه کرده است در این رشته از یک طرف سعی در حد اکثر استفاده از امکانات محیط طبیعی و استفاده بهینه از فن آوری های معاصر و جدید دارد ، از طرف دیگر به مصرف بهینه منابع ، حذف پسماند و کنترل آلودگی های محیطی تاکید می ورزد . این گرایش یکی از جدیدترن گرایش ها در سطح ملی و بین المللی است.
مرمت ابنیه سنتی: مطالعه ، حفاظت ، مرمت و احیای بناها ، مجموعه ها ، محوطه ها و بافت های تاریخی عرصه های مسکونی کشور ، امری ضروری است . معماران و مهندسین این امر بسیار فنی ، فرهنگی و هنری را به عهده دارند باید علاوه بر اشراف و تسلط لازم بر ابعاد تخصصی و مفاهیم امروزی حرفه ی خود ، نظری هوشیارانه و عالمانه به گذشته داشته باشد . فارغ التحصیلان مرمت و احیای بناهای تاریخی در واقع مهندسین معماری امروزین هستند که فرا گرفته اند چگونه “امروز” را با بهره گیری از تجربیات “گذشته ” برای “آینده ” بسازند . افرادی که می توانند پلی بین معماری گذشته و آینده ایجاد کنند . این دسته از متخصصان تاریخ را خوب می شناسند و می توانند آثار تاریخی را تجزیه و تحلیل کرده و بخوانند و مفاهیم و ارزش ها آن را استخراج و هوشیارانه به کار گیرند و با بیانی امروزی به جامعه معرفی نمایند . متخصصان این رشته قادر خواهند بود به یاری اطلاعات و دانش عمومی ، نظریو تحقیقاتی و تجربه علمی در مرمت و احیای هزاران بنای تاریخی که در اختیار واحدهای دولتی از قبیل سازمان میراث فرهنگی کشور است ، نقش موثری داشته باشند . همچنین می توانند در برنامه ریزی برای مرمت بناهای تاریخی کشور و تعیین اولویت های ضروری با هماهنگی مسئولین و دستگاههای مربوط مشارکت کرده و بر حسب ضرورت در مورد کارهای اجرایی مرمت نیز سهیم باشند .
|
|||||||||
ری پایدار یا معماری محیطی، طراحی و ساخت بر اساس ملاحظات محیطی، و با استفاده از مصالح بومی و محلی میباشد.
کاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری مبحثی به نام معماری پایدار را به وجود آورده است
که مهمترین سرفصلهای آن را عناوین "معماری اکو - تک"، "معماری و انرژی" و "معماری سبز" تشکیل میدهد.[مفاهیم: توسعه پایدار چیست؟]
معماری پایدار - که در واقع زیرمجموعه طراحی پایدار است - را شاید بتوان یکی از جریانهای مهم معاصر به حساب آورد که عکسالعملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار میرود. برای مثال، ۵۰ درصد از ذخایر سوختی در ساختمانها مصرف میشود که این به نوبه خود منجر به بحرانهای زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبی قابل مشاهده است.
معماری پایدار، مانند سایر مقولات معماری، دارای اصول و قواعد خاص خود است و این سه مرحله را در برمیگیرد:
صرفه جویی در منابع، طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی و طراحی برای انسان که هرکدام آنها استراتژیهای ویژه خود را دارند.
شناخت و مطالعه این تدابیر، معمار را به درک بیشتر از محیطی که باید طراحی آن را انجام دهد، میرساند.
مرحله صرفه جویی در منابع (Economy of Resources):
این اصل از یک سو به بهرهبرداری مناسب از منابع و انرژیهای تجدیدناپذیر [مفاهیم: انرژی تجدیدپذیر چیست؟] مانندسوختهای فسیلی، در جهت کاهش مصرف میپردازد و از سوی دیگر به کنترل و به کارگیری هرچه بهتر منابع طبیعی به عنوان ذخایری تجدید پذیر و ماندگار توجه جدی دارد.
به عنوان مثال، یکی از منابع سرشارو نامیرا، انرژی حاصل از نور خورشید است که امروزه توسط تکنولوژی فتوولتاییک برای فراهم کردن آب و برق مصرفی در ساختمان، از آن استفاده میشود.
برای کنترل منابع، سه نوع استراتژی میتواند مورد توجه قرارگیردکه شامل حفظ انرژی، حفظ آب و حفظ مواد است. همان گونه که مشاهده میشود، تمرکز براین سه منبع، به دلیل اهمیت آنها در ساخت و اداره ساختمان است.
The Most Beautiful Outdoor Theaters in the World
یک ضرب المثل سوئدی است که می گوید : زندگی بدون عشق همچون سال بدون تابستان است . تابستان یکی از فصول مورد علاقه ی ما و فصل خاطرات و تجربیات زیبای ما هنگام انقلاب تابستانی و روزهای طولانی در زیر نور خورشید است .

بسیاری از مردم از گرمای هوا به پشت بام خانه ها و خنکای نسیم تابستانی در کنار دیوار آن پناه می برند و با دور هم جمع شدن خانواده از این فضا بهره مند می شوند . امروزه بسیاری امکانات در خانه های مسکونی برای تفریحات فصل تابستان پیش بینی می شوند . اما فضاهای جمعی ؛ همواره سرگرمی های خوبی برای تابستان بوده اند . پارک ها و تفرجگاههای تابستانی و ... که در امتداد درخشش خورشید تابان تابستانی زیبایی های بی نظیر خود را به نمایش می گذارند . در ادامه نگاهی به برخی از شگفت انگیز ترین فضاهای تفریحی در هوای آزاد جهان انداخته شده است که در دل طبیعت به دست هنرمند معماران دوره های مختلف در سراسر جهان ایجاد شده است . از بزرگترین آمفی تئاتر طبیعی در امریکا گرفته تا تئاتر جنگل خیره کننده و سطح برآمده ی رو به دریا در ساحل ناهموار کورن وال که نمونه هایی از این فضاهای بی نظیر را در ادامه ی مطلب خواهید دید.
فقط به جهت حفظ امانت گزارش از فضاهای باز تفریحی بی نظیر ایران یادی نشده است .
بنیانگذار شرکت اپل طرح جدیدی را از ساختمان مرکزی جدید برای شرکت اپل ارائه کرده است که به یک بشقاب پرنده یا کشتی فضایی بزرگ شباهت داشته و می تواند 12 هزار کارمند را در خود جا دهد.

استیو جابز اعلام کرد این بشقاب پرنده عظیم قرار است به عنوان پایگاه جدید شرکت اپل در منطقه "کوپرتینو" در کالیفرنیا ساخته شود. وی طرح 600 هزار متر مربعی خود را در شورای شهر "کوپرتینو" به نمایش گذاشت و خود نیز از گفتن این نکته که این ساختمان به یک بشقاب پرنده بزرگ شبیه است، خودداری نکرد.
فرهنگسرا ساختمانی است که در آن
یک یا چند نهاد فرهنگی فعالیت دارند. در فرهنگسراها معمولاً شرایطی برای
آموزش امور گوناگون فرهنگی و اجتماعی و همچنین آموزش پیشهها و هنرهای
گوناگون مانند نگارگری، کوزهگری، دوزندگی و جزاینها فراهم میگردد. برخی
از فرهنگسراها کتابخانه و انتشارات ویژه خود را نیز دارا هستند. برخی از
فرهنگسراها بجز پوشش دادن منطقه خود به فعالیتهای فرامنطقهای نیز
میپردازند. بسیاری از فرهنگسراها ویژهکار (تخصصی) اند یعنی فعالیت خود را
گرد یک گروه یا یک محور کاری کرده متمرکز میسازند. فرهنگسراها برپایه شیوه فعالیت به یکی از محورهای سه گانه شخصیت (کیستی)، محتوا (درونمایه) و نهاد میپردازند: فرهنگسراهای شخصیت محور عبارتاند از فرهنگسراهای کودک، نوجوان، جوان، دانشجو، دختران، بانو، و سالمند. فرهنگسراهای محتوا محور عبارتاند از: اندیشه، قرآن،
پایداری، هنر، ملل، قانون، تیرهها (اقوام)، ورزش، ماه بهمن، کار،
دانشها، تندرستی، طبیعت، و فناوری اطلاعات. فرهنگسراهای نهاد محور عبارتاند از خانواده، مدرسه، و شهر.
بخشهایی از طراحی فرهنگسرا:
۱):لابی اصلی و زیرمجموعه های آن که شامل:
فضای انتظار و نشیمن،فروش اغذیه،محل نگهداری کودکان،عناصر خدمات عمومی مانند باجه های تلفن و اینترنت،عناصر دسترسی و ارتباط مانند:رمپ،پله و آسانسور
۲):غرفه های فروش محصولات فرهنگی و هنری
۳):سایت اداری شامل:
اتاق کنفرانس،اتاق منشی و ریاست،دفاتر کار،بایگانی،آبدارخانه،سرویسهای بهداشتی،محل انتظار ارباب رجوع
۴):آمفی تئاتر و سینما
۵):کتابخانه
۶):گالری نمایش آثار هنری
۷):کلاسها و آتلیه های آموزشی شامل:
نقاشی،معماری،عکاسی،مجسمه سازی،لابراتوار زبان و...
۸):واحد سمعی بصری و سایت رایانه
۹):رستوران یا کافی شاپ
برای آنان که خالق شرایط اند نه زاده ی شرایط
فرهنگسرای نیاوران
فرهنگسرای نیاوران در سال 1356 ، با مساحت 25000 مترمربع ساخته و افتتاح شد. کامران دیبا
معماروطراح فضای فرهنگسرا بوده که همزمان موزه هنرهای معاصر وپارک شفق
را نیزطراحی و اجرا کرده است.این فرهنگسرابه طورخاص زیرنظر وزارت فرهنگ
وارشاد اسلامی فعالیت میکند. فضای داخلی فرهنگسرا شامل سالن اصلی باعنوان
تالار نیاوران با ظرفیت 300 نفر، سالن گوشه با ظرفیت 100 نفر، کتابخانه،
نگارخانه،رستوران و ساختمان اداری است.کتابخانه فرهنگسرا مخزن کتابهای
تخصصی هنر است، ونگارخانه دارای سه سالن است که نمایشگاههای
عکس،نقاشی،خط، مجسمه و ... در آن برگزار میشود.همچنین، رستوران
فرهنگسرا در دو طبقه با امکانات کامل برقرار است.واحدهای فعال در این
فرهنگسراعبارتند از:
واحد
تجسمی که وظیفه آن برگزاری نمایشگاههای مختلف در ایام مختلف است; واحد
نمایش که اجرای نمایشهای مختلف را بر عهده دارد; واحد موسیقی ضمن برگزاری
دوره های عالی موسیقی خارجی و داخلی، اجرای کنسرتهای مختلف و برنامههای
پژوهشی موسیقی را نیز برعهده دارد; واحد سینما شامل فیلمخانه تخصصی با 26
برنامه موضوعی و برنامههای پژوهشی یک فیلم، یک فیلمنامه. همچنین،
شنبهها فیلمهای سینمایی روز اکران میشود.در این فرهنگسرا کلاسهای
آموزشی برگزار نمیشود.


از
دیگر مراکز فعال فرهنگسرا نگارخانهای است با سه طبقه در کنار ساختمان
شمال غربی با 160 متر دیوار نمایشگاهی. دیوار بزرگ نگارخانه که مشرف به
حیاط نیز است، با سنگ مرمر زرد و سبز پوشیده شده است.
کتابخانه
فرهنگسرادر بخش غربی ساختمان دایر شده است. در این فضای 250 مترمربعی که
اززمان افتتاح فرهنگسردایراست.درابتدادارای منابع بسیارغنی درحوزه
هنروشرقشناسی بود. باگذشت زمان این کتابخانه به مرکزی برای استفاده
دانشجوهاواستادان وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی مبدل شد،اما به مرور زمان
ضرورت تغییر کاربری این کتابخانه از "عمومی" به "تخصصی هنر" موجب ارتقای
سطح هنری کتابخانه شده است.
بررسی از نظر اقلیم :
فرهنگسرای نیاوران به لحاظ اقلیم در موقعیت معتدل کوهستانی می باشد در این اقلیم به علت وجود بادهای شمال معماری فرهنگسرا به صورت شرق و غرب طراحی شده است. نورگیری این بنا از 4 طرف صورت می گیرد.گر چه ساختمان نیاوران به صورت قسمتهای مجزا طراحی شده و بعد در کنار هم قرار گرفته اما با بداعت های خاص طراح توانستند،ارتباطی صحیح و جستجوگر میان دو ساختمان بوجود آید.
حال به بررسی سه مجموعه دفتر مخصوص ، باغ قدیمی و فرهنگسرا می پردازیم: دفتر مخصوص این ساختمان که در انبوهی از درختان قرار گرفته به وسیله یک سکو از بخش پایینی باغ جدا گشته این ساختمان در میان فضای باز قرار دارد و خود بنا دارای حجمی تقریبا مکعبی شکل با چهار وجه خود به بیرون نگاه می کند.
فرهنگسرا:
معرفی فضاها: ساختمان فرهنگسرا که در بخش جنوب غربی بستر واقع شده است. ترکیبی از اجزاء مختلف می باشد که به گرد حیاط نظام یافته اند قرار گیری مجموعه بدین نحو، تقریبا شکل (U) مانند را به وجود آمده است حجم کلی بنا با ارتفاعی حدود دو طبقه دیده می شود و تمامی اجزاء مجموعه دارای ارتفاعی تقریبا یکسان هستند. بافت نمای مجموعه بتونی ( با چاشنی خردلی رنگ) می باشد در سطح نماهای دو بخش نگارخانه و نمایشخانه بلوکهای مرمر در داخل قابی از بتون، و همباز با آن دیده می شود. مجموعه نسبت به خیابان پاسداران، که جبهه اصلی برخورد با باغ است به دلیل وجود انبوه درختان به چشم نمی آید.
بررسی و نقد ورودی : سر در ورودی این بنا، به صورت متقارن می باشد. این سر در به عنوان پیش ورودی برای دسترسی به درب اصلی فرهنگسرا می باشد. سر درفوق بر گرفته ازساختار فضای هشتی در معماری سنتی می باشد.

سمت راست درب ورودی اتاق نگهبانی قرار دارد. دسترسی به ساختمانهای اصلی از طریق پله ها صورت می گیرد. وجود دو عامل بعدی سکوها و شمشادهادر دو طرف پله ها عمل هدایت مخاطب به سمت ساختمان اصلی را به عهده دارد.پس از ورود، از جبهۀ جنوبی، برای دستیابی به مجموعۀ فرهنگی، وارد فضایی باز می شویم. به این ترتیب خصلت فضای باز، نقش تعیین کننده ای در هدایت، به سمت فرهنگسرا دارد.این مسیر حرکت در فضای باز روی یک محور قرار گرفته که به وسیلۀ حصاری از درختان در دو سوی آن تقویت شده است. ردیف پله و ردیفی از درختان کوتاه تر که به صورت نامنظم در یک سمت این محور بر حرکت در این مسیر تأکید نموده است.در پس این راه به سطح وسیع باز می رسیم که تفاوت فضای آن با مسیر طی شده تأمل مخاطب را در هنگام روبه رو شدن با این فضا ایجاد می کند. مسیر طی شد ه، فضای خطی و عبوری می باشد، در حالیکه این سطح ایجاد احساس سکون و ساکت می نماید. وسعت این فضای باز شکل یافتن آن توسط کف سازی، و تفاوت نوع تک درختان آن همگی برآنچه که گفته شده تأکید کرده اند.
در این مرحله، با چهرۀ اصلی مجموعه روبه رو می شویم. تاکنون مخاطب ـ تا رسیدن به این مرحله ـ تنها در فضای باز است که غوطه می خورد. اما در اینجا برای ورود به حیاط می بایست از یک طاقی بتونی گذشت. محل قرار گیری این طاقی و باغچه کناری آن باعث تأمل در فضا شده است. به این ترتیب قبل از ورود به حیاط، با چهرۀ داخل آن آشنا می شویم.حیاط از سه طرف، توسط ساختمان محصور شده است. از یک سمت باز می باشد. یک طاقی کوچک محل ورود به حیاط را، از این جبهه نمایان می سازد. این اشارۀ به ورود در برابر عظمت ساختمان و اجسام آن بسیار کمرنگ می نماید. در حقیقت در مقایسه با این همه فضای باز، طاقی به این کوچکی، تأثیر چندانی بر جدا ساختن حیاط ندارد.
اینکه حیاط در میانۀ ساختمان جای گرفته و کف مناری خاص خود را یافته است و یک طاقی برای تأکید به ورودی ایجاد شده نشان دهندۀ آن است که عنصر مهمی در طرح می باشد. اما پایین تر قرار گرفتن آن، باغ را مشرف به آن کرده و اهمیت حیاط کم نموده است. برای ورود به حیاط باید از طاقی بتونی و سپس پلی که بر روی یک آنجا قرار گرفته است بگذاریم. حرکت روی این پل معلق موجب می گردد که متوجه ورود به یک فضای نوین شویم.

پس از حرکت بر روی این پل و فرود از چند پله، با زاویۀ دید جدیدی با منظرۀ حیاط روبه رو می گردیم.
«ایجاد یک آنجا، که در ابتدای ورود به حیاط، در زیر پل ورودی قرار گرفته است و اینکه در هنگام ورود به حیاط، در زیر پای، قرار می گیرد. نقش آب را در فضا و ارزش آنرا، کم قدر نموده است. درست به عکس آن ارزشی که آب و حرکت آن در باغ قدیمی داشت».
«در حقیقت، در اینجا آب به صورت ابزاری بررسی جدا نمودن دو مرحله گشته است و نه یک اصل و عامل اساسی در حیاط». نکته مهمی در بارۀ طاقی ورودی وجود دارد و آن این است که این عنصر فضایی به همان اندازه که در خارج حیاط به ورود به آن تأکید می کند به همان اندازه نیز، در داخل آن محل خروج را نشان می دهد. «نکته اینجاست که وقتی یک فضا به عنوان مراد و مقصود مطرح می گردد آن زمانیکه عنصر مهمی در یک مجموعه گشته، یک ورودی در نقش آن، طریقۀ مناسبی برای عودت می باشد. اما منطقی آن است که همان ورودی از داخل حیاط چهرۀ مشخصی نیابد، تا که مرتب به محل خروج اشاره کند. چرا که این اتفاق با اصل بودن و هدف بودن یک فضا، منافات دارد».حیاط در قلب قرار گرفته و علاوه براینکه قلب ارتباطی ساختمان است، عنصر اصلی فضایی مجموعه گشته. دو نمای پیش آمده یک حجم توپر و یک ورودی در گوشه حیاط، اولین اجزایی هستند که به دیده می آیند. و بدین ترتیب اولین فضاهایی هستند که خود را معرفی می کنند و به طرف حیاط چهره می یابند.حیاط دارای اهمیت بسیاری است و عامل اصلی وحدت دهندۀ مجموعه می باشد. اما در حقیقت بسیاری از فضاها به حیاط نگاه نمی کنند، به جز آنکه، ارتباط داشته باشند. یا نیم نگاهی.دو نمای پیش آمده، متشکل از فضاهایی هستند که به طور مستقیم با فضای باز حیاط در تماس اند و تمام بدنه نماهای آن ها، ورودی نیز می باشد.وهمچنین فضاهایی هستند که نگاه به سمت حیاط دارند و از لحاظ فضایی به حیاط وابسته اند. اما حجم توپر سمت دیگر عنصری از مجموعه است که ارتباط مستقیم با حیاط نداشته و منظر آن نیز بخشی از باغ است.عنصر دیگری نیز از مجموعه ـ کتابخانه ـ در کنج حیاط به دیده می آید، که با مراجعه به تصاویر فرهنگسرا مشخص است که عنصری واحد و منفرد است.وبه طور مستقیم با حیاط مرتبط نیست و تنها نیم نگاهی به آن می اندازد. بخش نمایشنامه نیز کاملاً جدا از حیاط شده است و تنها یک ارتباط غیرمستقیم با آن دارد. «جالب توجه است که دو جبهۀ حیاط که به آن رو کرده اند، عبارتند از غذاخوری و غرفه های فروش یعنی فضاهای خدماتی مجموعه. بدین ترتیب می توان تشهابهی بین این حیاط و یک میدان محله ای شهر برقرار کرد».
«میدانی که تعدادی دکان و مغازه به همراه بعضی از عناصر دیگر که با آن ممکن است توجه داشته باشند یا نداشته باشند ـ آنرا احاطه کرده اند».اجسام گرد حیاط، ناپیوسته و تکه تکه اند و نتیجتاً حصار کاملاً ثابت و یکنواختی به دور آن پدید نیاورده اند. به این ترتیب مطرح شدن تک تک اجزاء با هم ترکیب شده است. در این حال توجه به این اتفاق نیز ضروری است که فاصلۀ این اجزاء آنقدر زیاد نیست که حیاط، طرحی بی شکل یابد. چنان است که چهارگوشه بودن حیاط، به صورت تقریبی حس می شود. به واقع چشم مخاطب، بدنۀ این اجزاء را تا حدی یک حصار پیوسته احساس می کند. بلندای یکسان این بدنه ها به این اتفاق کمک کرده است.
پلکان ورودی که در گوشۀ حیاط به چشم می خورد به صورت سکویی بیرون زده خود را به نمایش می گذارد. کوتاه شدن ورودی در حیاط، چهره آن را نمایانگر کرده است.با وجود وضوح زیاد این ورودی، مشخص نیست که مدخل ارتباطی کدام بخش از، مجموعه است. این ورودی در حقیقت محل ارتباط با نگارخانه و همچنین بخش اداری است. اما استقرار آن در کنار حجم نگارخانه به گونه ای نیست که ارتباط پیوستۀ با آن را به وضوح رساند. از طرف دیگر قرارگیری نگارخانه و غذاخوری این الهام را تشدید می کند. عدم وجود یک مدخل ورودی واحد برای همۀ بخشهای مجموعه از عوامل دیگری است که باعث می شود که مجموعه یک کل واحد به نظر نیاید، چرا که به این ترتیب، با سه بخش مرتبط با حیاط، روبه رو می شویم که هر یک دارای ورودی مجزا می باشند.«شکل حجم نگارخانه، عظمت و سنگینی و توپری آنچنان است که در مقایسه با اجزاء دیگر مجاور حیاط، گنگ و نامفهوم به نظر می رسد. این حجم با آنکه در یک سوی حیاط قرار گرفته است، اما به نظر می رسد که از آن دور می باشد، گویی حتماً می بایست داخل شویم تا ادارکش کنیم. انتظام فضای بسته: در این مجموعه چنین به نظر می رسد که نخست این اجزاء به صورت منفرد طراحی شده اند و سپس کنار یکدیگر چیده شده اند، بدین ترتیب کل نتیجه ای از اجزاء به نظر می رسد (منفرد در متصل). این امر در نمای خارجی مجموعه به خوبی مشهود است. به طوری که در نمای جنوبی حجم سنگین و توپر با سطوح مرمرین نمایشخانه در کنار حجم معلق کتابخانه رویت می شود.
و تفاوت شفافیت کتابخانه به بسته بودن نمایشنامه و شکاف بین این دو ـ از نظر فضایی، تمایز بیشتری را باعث می شود. در نمای غربی نیز تفاوت میان اجزاء تفاوت میان حجم کتابخانه، آشپزخانه، رامپ ارتباطی و نیز حجم مکعب شکل اداری، تفاوت میان اجزاء را نمایش می دهد و به همین دلیل است که این نما، همانند یک بافت اتفاقی شهری شده است و باز به همین دلیل است که با بافت مسکونی اطراف خود همخوانی دارد. برای دسترسی به بخش نگارخانه (با وجود اینکه در کنار حیاط قرار گرفته) می بایست از پلکان بالا رفت. و پس از عبور از ورودی از یک دالان شیبدار (رامپ) گذشت.قرار گرفتن این مسیر ارتباطی میان نگارخانه و حیاط کاملاً این دو را از هم جدا کرده است. در حقیقت با گذر از این دالان، مخاطب از نظر حسی کاملاً از حیاط جدا می شود و سپس وارد نگارخانه می گردد.به همین ترتیب در مورد نمایشخانه، نخست از پلکانی در فضای بسته پایین می رویم، وارد یک راهروی ارتباطی می شویم و سپس به نمایشخانه می رسیم.ونیز برای دسترسی به کتابخانه، در آغاز وارد فضائی نیمه باز در گوشه ای حیاط می شویم که دارای جبهه ای باز به سمت جنوب و خارج باغ است. تا اینجا ما از فضای حیاط کاملاً جدا شده و وارد فضای دیگری می شویم. از این به بعد وارد فضای بسته شده و از پلکان ارتباطی بالا رفته و آنگاه وارد کتابخانه می شویم. گویی از یک میدان محله ای، خارج شده ایم، به کوچه ای رفته ایم و از آن نیز به بستی و سپس به خانه ای بخش اداری نیز همانند آنچه گفته شد از طریق دالان ارتباطی نگارخانه به حیاط مربوط می گردد.به نظر می رسد که در این مجموعه اصرار زیادی بر ایجاد عناصر مجزا شده است. و همانطور که گفته شد که کاملاً مشهود است که تعدادی ساختمان در کنار هم چیده شده اند و این مجموعه را ساخته اند.اما در بعضی نقاط مداری متناقض با این استدلال دیده می شود. به این ترتیب که گاه برای وصول به یک جزء باید از حریم فضایی جزء دیگر گذشت. مثلاً برای ارتباط با کتابخانه، ما در آغاز وارد فضایی نیمه باز در زیر سطح اصلی کتابخانه می شویم در حقیقت تا به حال وارد ساختمان کتابخانه شده ایم، اما برای رسیدن به سطح کتابخانه وارد پلکانی می شویم که متعلق به حریم فضایی نمایشخانه است.و یا برای دسترسی به بخش اداری، پس از دالان را طی کردیم، قبل از آنکه وارد آن شویم، به داخل حریم فضایی نگارخانه می افتیم.همچنین در جبهۀ جنوبی، ساختمان باریکی است که از 3 دهانه تشکیل شده است، که دو غرفۀ فروش کتاب در آن جای گرفته اند. در پس آن ساختمان نمایشخانه قرار دارد. برای ارتباط با نمایشخانه، نخست باید از میان این ساختمان گذشت.
نگارخانه:
فضای دالان ووردی بگونه ای است که نوعی کنجکاوی را برای رسیدن به یک مقصود هدف برمی انگیزد. تاریک بودن فضا، که به وسیلۀ شکافی نورانی تشدید شده، شیب ملایمی که ایجاد حرکت می نماید و نیز پیچش آن که زاویۀ در را می بندد و حس کنجکاوی را برمی انگیزد، به همۀ و همه باعث می شوند که جویای دستیابی به یک مقصد باشیم گرچه باریک بودن و تاریکی آن باعث می گردد که فضای نگارخانه وسیعتر و روشن تر نماید (چرا که فضای نگارخانه خود به دوکس) اما عدم وجود یک تمامیت و شکل واحد در این بخش نمی تواند تصور رسیدن به یک فضای کامل را ایجاد کند. چرا که فضای نگارخانه خود به دو بخش :تقسیم می شود و با ورود به بخش اول، هنوز فضایی دیگر در پیچش است. عوامل دیگری که نیز بر کشش مخاطب به سمت بخش دوم تأثیر می گذارند، وجود پنجرۀ وسیع در دیوارۀ انتهایی ـ وسعت فضای بخش دوم ـ قلیل بودن سطح بخش اول. همچنین به دلیل وجود یک نورگیر در وسط، دو کانال تأسیساتی در طرفین آن و دو مسیر ارتباطی در کنار دیواره ها، فضایی مجزا، در میان دو بخش نگارخانه ایجاد شده است. این امر یکپارچگی فضای نگارخانه را تقلیل می دهد و حرکت مداوم و بی انقطاعی در این فضا را غیرممکن ساخته.
قرارگرفتن بخش دوم در دو نیم طبقه ـ بالا و پایین ـ و وجود نورگیر مرکزی و متمایز شدن کف این قسمت، نوعی ارتباط و پیوستگی را میان این دو نیم طبقه ایجاد کرده است و چرخشی را میان این دو ایجاد می کند. و نتیجتاً ارتباط از یک سطح به سطح دیگر از طریق ورود به فضای بخش اول صورت می گیرد.نمایش خارجی نگارخانه به صورت یک حجم توپر و سنگین است که ترکیبی از بتن و سطوح مرمرین می باشد و قرار گرفتن سطح مرمرین درون قاب بتونی، قدرت تاب با بیشتر کرده و تأکید برقاب، ساختمان را پر صلابت نموده است.نزدیک بودن رنگ بتن و مرمر، مکعب حجم را بیشتر می نمایاند. چنانچه تفاوتی کامل میان قاب وسطح میانی آن ایجاد شود ممکن است که ستونها برجسته تر شده نمای اصلی این مجموعه به سمت باغ است. در جبهۀ طرف حیاط، وجود حفره های کوچک (نسبت به سطح بزرگ) بسته بودن حجم را تأکید کرده است.

بخش نمایش:
در این بخش مهمترین فضا، نمایشخانه است پلکان عریضی نیز برای دسترسی به آن از طرف حیاط ایجاد شده است. قرار است که مخاطب از این پلکان به نمایشخانه برسد. اما دیده می شود که فضای اتصالی بین این دو یک راهرو است. راهرویی که در یک سوی آن پنجره ای و در سوی دیگرش، پلکانی ارتباطی با طبقات وجود دارد. این دو نقطه نمایانترین بخشهای راهرو هستند. به همین دلیل محصوری فرضی بین این دو ایجاد شده است و نتیجتاً نقاط بدنۀ راهرو کم ارزش گذشته اند. درهای نمایشخانه در این بدنه قرار گرفته اند و از اجزاء دیگر متمایز نمی شوند و در نتیجه این راهرو، از نظر فضایی ـ عنصر مناسب برای هدایت مخاطب از پلکان اصلی به طرف نمایشخانه (بدلیل شکل خود) عنصر مهمی گشته، حال آنکه رابطه بین آن و سالن بسیار ضعیف عمل می کند.این نکته نیز جالب است که با وجود ضعف این راهرو در حل ارتباط فضایی، در این آنکه درهای خروجی از نمایشخانه راهروهایی منتهی به این فضا را باز می شوند، بر اهمیت راهرو تأکید شده است.
کتابخانه:
این بخش، ساختمانی است که در یک گوشۀ حیاط واقع شده و خود را به طرف حیاط به عنوان یک عنصر فرعی متظاهر می سازد تمامی دید اصلی آن قسمت جنوب و خارج مجموعه است. این بخش از دو طبقه تشکیل شده است. بخش اول فضای نیمه بازی است که گویا با بخش غذاخوری در ارتباط بوده است. و طبقه دوم آن سالن کتابخانه است. فضای داخل کتابخانه، با پنجره ای وسیع به سمت جنوب و به منظرۀ شهر نگاه می کنند و از پنجرۀ دیگر نیز نیم نگاهی به حیاط فرهنگسرا دارد. مخاطب در آن می پندارد، در ساختمانی رو به منظرۀ شهر قرار گرفته، که از طرفی نیز همجوار یک حیاط است. نکته ای که قبلاً خاطر نشان شد، این است که دو طبقه این بخش، در محل ارتباط عمودی، با ساختمان نمایشخانه در هم می آمیزد.همچنین با وجودیکه طبقات، متعلق به یک مجموعه واحدند، هر کدام با یکی از طبقات بخش غذاخوری در ارتباطند و در نتیجه استقلال ضعیف شده.

بخش اداری:
مجموعه ای است از یک سری اتاق با حائل های شفاف که به گرد یک مرکز ـ در دو طبقه حلقه زده اند.
در محل این مرکز، نورگیری در سقف وجود دارد، اما چنین نمی یابند که مجموعه اتاقها به مرکز نگاه می کنند زیرا که دیوارهای شفاف آنها آنقدر وسیع اند که همانند پنجره ای رو کرده به یک سمت نمی باشند. «معمولاً وجود پنجره زمانی حس می شود که یک دیواره شکافته شود. تا که آن سوی آن دیده شود». به این ترتیب وجود حائلهای شیشه ای صرفاً باعث پیوستگی فضا می شود.مکعب بخش اداری در تظاهر خارجی به صورت تکراری بیرون زده از مجموعه می نماید. که هر چرخیدن یک پیشاننی در بالای بدنۀ نماهای آن، تمام شدن و کامل بودن مکعب را تقویت می نماید و در عین حال تا انتهایی قابهایی برای نگاه کردن به خارج باز شده اند. این بخش همانند کتابخانه به فضای خارج نگاه می کند.
نهارخوری: دارای سه ورودی می باشد: از حیاط دری، از ورودی نگارخانه و بخش اداری و در آخر از کتابخانه.
پنجره ای باز به سمت حیاط دارد. همچنین از طریق نورگیری که در سقف آن تعبیه شده، از طبقه دوم نیز نور دریافت می کند.
مجسمه ها: دیبا از آثار هنری حجمی در طراحی فضاهای شهری، محوطه سازی و بازسازی خود، استفاده فراوان کرده است. برای فرهنگسرای نیاوران سه پیکره به پرویز تناولی سفارش داد. میل پیکره ها همه افراد معمولی بودند که برحسب اتفاق وقت می گذارندند این پیکره ها بسیار مورد استقبال عموم قرار گرفت. عکاسانی با گرفتن تصویر مردم در کنار آنها یا دست به گردن آنها امرار معاش می کردند.


برای آنان که خالق شرایط اند نه زاده ی شرایط
(مرکز فرهنگی آمریکایی- مکزیکی): MACC طرح
بر پایی یک مکان فرهنگی برای هنرمندان لاتین و مردم عامه در اوایل دهه ی
1960 در شهر آستین (شهری در ایالت تگزاس) ارائه شد.جشن کلنگ زنی پروژه
درنوامبر2005زده شد وپروژه درژانویه ی 2006 شروع شد. سرانجام
یک رویای سی ساله در15سپتامبر2007به همراه بازگشایی بزرگ یک مرکز فرهنگی
مکزیکی آمریکا یی تبدیل به آجروملات شد.مارتین دل کمپو درسخنرانی خود برای
گروهی که از طرف شهربرای انتخاب معمار برگزیده شده بودند سخنرانی خود را در
موردچگونگی تصوراتش نسبت به خورشید و ماه از زمانی که به طراحی
"ام.آ.سی.سی" فکر می کرده توضیح می دهد. پس ازآن " د لئون" منظره را تصویر
کرده وپیش فرضی به شکل هلال ماه ارائه می دهد.جایی که فضای اداره و کلاس
ها باید جا داده شوند و به وسیله ی سه هرم متصل شوند. این
تیم طراحی بعد از گرفتن پروژه برای طراحی با مردم شهر در مورد احتیاج آنها
برای توسعه ی پلان اصلی مصاحبه کردند،همچنین جلسات با سران جامعه ترتیب
دادند تا احتیاجات آنها را در یابند به این دلیل که طبق گفته ی خود هیچ تفکر واضحی از این که پروژه چه چیزی باید باشد نداشتند.این مرکز توسط معمار مکزیکی تئودورگنزانس
د لئون ،دارنده ی جوایز ریادی شامل مدال طلای2008 از اتحادیه ی بین المللی
معماران،طراحی شده است.واین تنها ساختمان او در ایالت متحده است. آنچه که تئودورگنزانس دراین پروژه درپی آن بودهنریست که شامل پیامد های انتزاعی،ارتباطات تناسبی نور
و سایه،اهمیت(مادیت)بتن وخلق یک اثرماندگار معماری است.تهیه ی پیش نویس
طرح به صورت آزادانه ومدل های مطالعاتی با جزئیات زیاد روش های طراحی بود
که تئودور گنزانس د لئون برای گسترش طراحی شماتیک مورد استفاده قرار
داد.این پروژه در دو طبقه سازماندهی شده است.بلوک های هلالی شکل به سمت
جنوب شرقی است که یک سطح افقی برای پروژه سازماندهی و درست می کند و یک
میدان بزرگ به سمت رودخانه نیز ایجاد شده است. تکمیل
فاز1 "ام.آ.سی.سی" مرکز فرهنگی آمریکایی مکزیکی به دلیل داشتن قسمت های
فرهنگی شهر آستین وفضاهای سرگرمی به خلاقیت،محافظت،ارائه و ترقی میراث
وهنرهای فرهنگی مکزیکی-آمریکایی اختصاص داده شد. این مکان به عنوان منبعی
برای جامعه ی محلی و بازدیدکنندگانی ازمیان اعضای جامعه ومحصلان،به پرورش
فهم وارتقاء فرهنگ اسپانیایی همانند خصوصیات فرهنگ جاه طلبانه ی بومیان
آمریکا متمرکز است. برنامه ها و برنامه های تحصیلی شامل هنرهای
بصری،تئاتر،رقص،ادبیات،موسیقی چند رسانه ای و هنرهای آشپزی است. فاز 1 پروژه: فاز1
پروژه شامل یک میدان بیرونی ،یک ساختمان دو طبقه با اداره ها(دفاتر)، کلاس
ها واتاق های ملاقات و همچنین پارکینگ همکف،فضاسازی ویکی از سه سازه ی
سایه ای برای میدان است. فاز 2 پروژه:اضافه کردن یک سالن تئاتر300 نفره، ملحقات کلاس ها و اداره ها (برای تحصیل،نمایشگاهها،فضای تمرین نمایش،ودفاتر) و دو سازه ی سایه ای دیگر. فاز3 پروژه: کلاس های اضافی و اداره ها ، یک سالن تئاتر800 نفره و پارکینگ... پالت
مصالح " ام.آ.سی.سی" همانند اکثر کارهای گنزانس د لئون عملاً محدود شده
است. در اینجا اکثر مواد سفید هستند. پوشش آشکار سنگدانه ای بتن، جداگرهای
سفید،دستگیره(نرده های) آلومینیومی یا شیشه ای، ویترین شیشه ای یا
آلومینیومی، چوب های رنگ روشن یا فرش های طوسی.قاب بندی سازه ای و مجاری
مکانیکی در استودیوها وکلاس ها کاملا مشخص است.حائل های عمودی بتنی پیش
ساخته ی شیب دار طوری طراحی شده اند که وقتی از جلو به آنها نگاه شودشفاف و
وقتی از زاویه هابه آنها نگاه شودمات به نظرمی رسند. تئودور
گنزانس د لئون: من معتقدم که "ام.آ.سی.سی" باید بنایی ویژه برای معرفی
جامعه ی آمریکایی مکزیکی باشد وباید یک نقطه ی مرجع شهری در نقطه ای بسیار
خوب درسواحل دریاچه ی "لیدی برد" ایجاد کند. من یک مجموعه طراحی کردم،یک
اثر کلی ازاشکال سفید ،یک حجم منحنی،یک شکل هلالی ،یک استوانه و منشورهای
سه ضلعی در سایزهای مختلف.همه ی آنها یک ترکیب هنری مطلق،منحصربه فرد
وکاملا مدرن به وجود می آورند. بدنه ی منحنی شکل وهلالی فضای میدان را در
بر می گیرندوچشم ها را به سمت دریاچه هدایت می کند.همه ی منحنی ها(گردش ها)
و دسترسی ها به آن فضا است.این مجموعه به عنوان مکان ملاقات است. منحنی ها
به عنوان گردشگاه معماری که ازچشم اندازهای متفاوت در میدان ومنظره ی
دریاچه برخوردار است طرح ریزی شده است. 







هتل آنتالیا
هتل معروف، فوق مدرن و پنج ستاره “مردان” در ۲۳ می ۲۰۰۹ در ساحل کندو (Kundu) در آنتالیای ترکیه افتتاح شد.



این هتل که از مدرنترین هتلهای موجود در دنیا می باشد با هزینه ای بالغ بر ۱.٤ میلیارد دلار احداث شده است. هتل فوق مدرن مردان در محوطه ای به مساحت ۱۸۰ هزار متر مربع ساخته شده است. بنای هتل از استانبول الهام گرفته شده است. در هتل مردان یک استخر عظیم ۱٦ هزار متر مربعی موجود است.



این هتل دارای ۲۷۱ اتاق استاندارد، ٦۲ اتاق بسیار بزرگ، ۱٦ سوئیت سلطنتی با الهام گیری از کاخ دلماباغچه، ۳۸ حمام ترکی، ٤۱ اتاق دوبلکس، ۸۲ جونیور سوئیت، ٤ آپارتمان شاهنشاهی، دو سوئیت ٦۰۰ مترمربعی با حوضهای ویژه، ٤٤ سوئیت دارای باغچه، ۱٦ رستوران و ۳۲ بار می باشد. استخر هتل با الهام گیری از تنگه استانبول ساخته شده است و بنا نیز دارای موتیفهایی از قصر دلما باغچه می باشد.





هتل مردان همانند استانبول دارای دو قطعه می باشد که یک حوض وسیع بین آنها قرار دارد. در یک طرف حوض، بناها با الهام از مناطق اورتاکؤی و آرناووت کوی در بخش اروپایی استانبول و در طرف دیگر نیز بناها با الهام از معماری کلاسیک ترکی در بخش آسیایی، ساخته شده اند. در فاصله بین دو طرف نیز رفت و آمد با قایقهای سلطنتی صورت می پذیرد.





هتل مردان با سرمایه گذاری تلمان اسماعیل اف، شهروند آذربایجانی الأصل روسیه ساخته شده است. ترکیه یکی از جذابترین کشورهای دنیا برای گردشگری است و مسئولان کشور نیز زمینه های سرمایه گذاری بخش خصوصی در پروژه های توریستی را فراهم کرده و امنیت سرمایه آنها را تضمین می کنند. ترکیه در سال گذشته پذیرای ۲٦ میلیون توریست خارجی بوده است.





