

























فرهنگهای ساختمانسازی شامل تمام مؤسسات عمومی و فردی است که با آنها سر و کار داشته و به نوعی بر شکل ساختار آنها تأثیر میگذارند.
موزه جدید «گوگنهایم» در اسپانیا به صورتی وسیع و گسترده مورد تحسین منتقدان معماری قرار گرفته و به عنوان سازهای منحصر بفرد که اوج خلاقیت معماری در آن به کار رفته، شناخته شده است.
این سازه نشان دهنده این است که در آخر قرن بیستم بالاخره سازه ارزشمندی ساخته شد. این موزه با ظرافت خاص و به یاری خلاقیت بکار رفته در آن، به دنیای اطرافش مرتبط است.
این موزه مثالی برای استراتژی اقتصادی امروزی است که شهرهای صنعتی قدیمی مثل «بیل بائو» برای همگن ساختن خود با قوانین جدید فرهنگی، طراحی شدند.
در واقع این عملکرد بخشی از روند سیاسی در جوامع محلی مانند «باسکیوس»، تلاش میکنند از هویت خودشان در اروپا که سنتها و قوانین ملی در آن به سرعت ناپدید میشوند، دفاع کنند.

این کار به طراحی و تکنولوژی کامپیوتر بستگی دارد. مؤسسههایی مانند «گوگنهایم» و «گتی» با ارتباط بر قرار کردن به دنیای اینترنتی تجاری، هنر را به صنعتی تجاری تبدیل کردهاند.
معماران هم عصر ما، مثل آرشیتکتهای زمان گذشته برای مفهوم و نماد معماری بیش از خود حرفه معماری اهمیت قائل میشوند. این مفاهیم بر ساختار محتوایی ساختمانها و نحوه اداره و رهبری پروژه تأثیر گذاشته و نشانههای فرهنگ ساختمانهای امروزی ما را تشکیل میدهند.
مفاهیم مذکور شامل مؤسسات سیاسی، مشتریان، بانکها، مقاطعهکاران ، پیش بینیکنندگان ارزش ساختمانها، ارزش و قیمت املاک، کارکنان ساختمانها، تجار واحدهای مسکونی، توسعهدهندگان، شرکتهای بیمه و سایر مؤسسات هستند.
همچنین کاربران ساختمانها، معماران، مهندسان، شرکتهای مشاور، منتفذان معماری و فرهنگی و حتی مدارس معماری هم در این گروه قرار میگیرند.
به عبارت دیگر فرهنگهای ساختمانسازی شامل تمام مؤسسات عمومی و فردی است که با آنها سر و کار داشته و به نوعی بر شکل ساختار آنها تأثیر میگذارند.
بسیاری از معماران از این مفاهیم تأثیر گذار در کارهایشان در راههای مشخص و معینی استفاده کرده واستادان معماری وقت خود را مخلصانه در این کار صرف میکنند.
مسئله کاملاً واضح این است که پیچیدگی معماری ساختمانهای جدید در دنیای امروزی، به اندازه مؤسسهای که در آن قرار داشته و تصویری که هنرمند خلاق در ذهن مردم بوجود آورده بستگی دارد.
در این حال بسیاری از معماران به اهمیت تشریک مساعی و گردآوری نقطه نظرهای مختلف در حل مشکلات پی بردهاند.

اغلب راهحلهای اصولی و محافظهکارانه در حل مشکلات معماری ممکن است از طریق ارائه نقطه نظرهای نوآورانه بدست آید.
اما در همان حال بسیاری از معماران فعلی معتقدند که موقعیت فعلی نمیتواند سودمندترین راهحل باشد.بیشتر وقت آرشیتکتها صرف مکالمات تلفنی و تشریفات مربوط به کاغذ بازی و ملاقاتهای وقتگیر با مقاطعهکاران، مشتریان، مقامات مسئول در ساختوساز، به منظور هماهنگ کردن کارها و سندسازی از این ملاقاتهای حضوری و مکالمات تلفنی میشد.
بیشتر نتایج حاصل از این فعالیتها به صورت انبوهی از کاغذها که باید ضمیمه پروژهها شده و با قیمتهای که قابل تحقیق بوده و در ارزشگذاری بهای ساختمان سهیم بودند، نشانهگذاری شدهاند.
بیشتر این فعالیتها نه تنها به ساختار بهتر سازهها کمک نکرد، بلکه اجرای قانونی را کم رنگ کرده و در حفظ خط سیر بهای کار ماهرانه تأثیر منفی داشت.
سؤال مهمی که در ذهن ایجاد میشود این است که چگونه کیفیت ساختمانها از طبیعت فرهنگ پرورش ساختمانها تأثیر میپذیرد؟
به عبارت دیگر تکامل ساخت ساختمانها چگونه بر روی فعالیتهای معماران و سایر کسانی که در آن نقش داشتند تأثیر میگذارد؟
به عقیده صاحبنظران مجله «آرکیتکچر ویک » فرهنگ تکامل ساختمان، نحوه تأسیس آن و نوع عملکردهای مردمی که از آن فرهنگ پیروی میکنند، پاسخ این سؤال را به صراحت بیان میکند.
برای این مجله این نکات فنی و استادانه مانند پنجرهای عمل میکنند که به سوی مجموعهای غنی از مفاهیم ارزشمند باز شدهاند. در این مجله به فرهنگ و تکامل ساختمان مانند مجلات دیگر از جمله «پرکتیس» و «کانستراکشن اینداستری» نگاه نمیشود.
ساختمانها اساساً حرکتی متحورانه اجتماعی محسوب میشوند. طبیعت این حرکت متحورانه در طول تاریخ دچار تغییر و تحول شده است.این تغییرات بسته به نوع محل، از جایی به جای دیگر فرق کرده و در موارد اختصاصی کیفیت حجم، اندازه و بخش اصلی ساختمانهای ساخته شده را کنترل میکند.
اغلب ساختمانها در دنیا با حداقل دخالت اساتید معماری ساخته میشوند و هنوز آنها از نظر شکل و ظاهر برای زندگی روزمره انسانها طراحی میشوند.
معماران هیچگاه به عنوان قدرت نفوذی مورد احترام، در طراحی ساختمانها مطرح نبودهاند. هنوز هم شخصیت ساختمان معمولاً انعکاس درستی از فرهنگ آن نیست، اما در انتها مراحل مشخصی باعث میشوند تا بدون دخالت معماران، فرهنگ ساختمان عینیت پیدا کند.
در پایان میتوان گفت که هدف از این مقاله، حضور معماران ساختمانها در فحوای کلام است.
عقیده دستاندرکاران مجله «آرکیتکچر ویک» بر این است که داشتن چنین دید مؤثری نه تنها تمرینی هم عصر با ماست بلکه به ما نشان میدهد چگونه چنین آزمایشی میتواند نقش مؤثری در پیشرفت و درک شهرهایی داشته باشد که این هزاران فعالیت مستقل توسط مردم را تحت پوشش قرار داده و ممکن است پیشرفت کنند.
برگرفته شده از سایت : http://hkarimi.frm.ir
... شهر من رنگ نداشت. قلم مو نداشت. در شهر من موزه نبود. گالری نبود. استاد نبود. منتقد نبود. کتاب نبود. باسمه نبود. فیلم نبود.
... معماری شهر من، آدم را قبول داشت. دیوار کوچه همراه آدم راه می رفت و خانه، همپای آدم، شکسته و فرتوت می شد.
در چنین شهری، ما به آگاهی نمی رسیدیم.اهل سنجش نمی شدیم. شکل نمی دادیم. در حساسیت خود شناور بودیم. دل می باختیم، شیفته می شدیم و آنچه می اندوختیم، پیروزی تجربه بود. تجربه بود.
سهراب سپهری -هنوز در سفرم
Alexander, C. The Timeless Way of Building Oxford University Press New York. ۱۹۷۹ Appleton, J. The Experience of Landscape John Wiley London ۱۹۷۵
Bacon, E. Design of Cities Thames & Hudson London ۱۹۶۷
Beardsley, J. Earthworks and Beyond Abbeville Press New York ۱۹۸۴
Chadwick, G.F. The Park and the Town Architectural Press London ۱۹۶۶
Clark, K. Landscape into Art John Murray London ۱۹۷۶
Cranz, G. The Politics of Park Design MIT Press Cambridge, MA. ۱۹۸۲
Cullen, G. Townscape Architectural Press London ۱۹۶۱
Forman, R.T.T. and Godron, M. Landscape Ecology John Wiley New York ۱۹۸۶
Francis, M. The Meanings of the Garden MIT Press Cambridge, MA. ۱۹۹۰
Geddes, P. Cities in Evolution Williams & Norgate London ۱۹۱۵
Howard, E. Garden Cities of Tomorrow Faber & Faber London ۱۹۴۶
Hunt, J.D. Gardens and the Picturesque: Studies in the History of Landscape Architecture MIT Press Cambridge MA. ۱۹۹۲
Hunt, J.D., Greater perfections: the practice of garden theory Thames and Hudson London ۲۰۰۰
Hussey, C. The Picturesque Frank Cass London ۱۹۶۷
Jacobs, J. The Death and Life of great American Cities Jonathan Cape London ۱۹۶۲
Jellicoe, G.A. et al Oxford Companion to Gardens Oxford University Press Oxford Jellicoe, G.A. The Guelph Lectures on Landscape Design University of Guelph Canada ۱۹۸۳
Jellicoe, J.A. and Jellicoe, S. The Landscape of Man Thames & Hudson London ۱۹۷۵
Jencks, C. The Language of Post-Modern Architecture ۶th edn Academy Editions London ۱۹۹۱
Jencks, C. Towards a Symbolic Architecture Academy Editions London ۱۹۸۵
Jones, J.C. Design Methods John Wiley & Sons London ۱۹۸۰
Jung, C.G. Man and His Symbols Aldus London ۱۹۶۴
Kaplan, R., Kaplan, S., Ryan, R., With people in mind: design and management of everyday nature Island Press Washington DC ۱۹۹۸
Kassler, E.B. Modern Gardens and the Landscape Museum of Modern Art New York ۱۹۶۴
Leopold, A. A Sand County Almanac Sierra Club San Francisco ۱۹۷۰
Little, C.E. Greenways for America Johns Hopkins University Press, Baltimore ۱۹۹۰ Loudon, J.C. The Landscape Gardening and Landscape Architecture of the Late H. Repton Esq. London ۱۸۴۰
McHarg, I. Design with Nature Falcon Press Philadelphia ۱۹۷۱
McLoughlin, J.B. Urban and Regional Planning: A Systems Approach, Faber & Faber London ۱۹۶۹
Meason, G.L. The Landscape Architecture of the Great Paintings of Italy ۱۸۲۸
Newman, O. Defensible Space Architectural Press London ۱۹۷۳
Newton, N.T. Design on the Land Belknap Press Harvard ۱۹۷۱
Potteiger, M, Purinton, J., Landscape narratives: design practices for telling stories John Wiley New York ۱۹۹۸
Rackham, O. The History of the Countryside J.M. Dent & Sons London ۱۹۹۰
Thompson, I.H., Ecology, community and delight: sources of values in landscape architecture E&FN Spon London ۲۰۰۰
Vitruvius, P. The Ten Books on Architecture Dover Publications New York ۱۹۱۴
edn Walker, P. and Simo, M. Invisible Gardens -- The Search for Modernism in the American Landscape MIT Press Cambridge MA. ۱۹۹۴
Whyte, W.H. The Social Life of Small Urban Spaces The Conservation Foundation Washington ۱۹۸۰
«آمدم به شهر خواستم او را زیبا کنم پایم را روی خرده نان ها گذاشتم»
در این کوچه پس کوچه های خاک گرفته، از این دیوارهای کاهگلی از این خشت های خام اگر نمی باران ببارد بوی خاک بلند می شود، بوی آدم های قدیمی، آدم هایی که در کشک مال کشک سابیدند، آدم هایی که درتنور کماج پختند، آدم هایی که دود لمپا خوردند و آدم هایی که این خشت های قدیمی پوسیده را ساختند و گذاشتند و رفتند.
آرام آرام چرخید و چرخید، ما آمدیم دیگر این ویرانه ها جای ما نبود، بوی کاهگل مشاممان را می آزرد، خاک این کوچه ها واکس کفش هایمان را ضایع می کرد، در این کوچه های تنگ و تاریک قدیمی دلمان می گرفت، این دیوار های رنگ پریده بوی مرگ می داد، بوی فراموشی و ما کوچ کردیم، از همه این گذشته ها گذشتیم، برج های شیشه ای و بتنی، خیابان های روشن موج سوم، عصر کامپیوتر، اینترنت و ماهواره دست در گردنمان کردند و شدیم آدم های متمدن و فکرمان، اندیشه های نو و مسیرمان، آزادراه فردای بهتر. خشت خام را در آتش کوره داغ کردیم، کوچه های تنگ و تاریک را با منطق و بولدوزر لگد کردیم، دعای تجدد خواندیم و کهنه ها را در تاریخ دفن کردیم. در روشنایی لامپ های هالوژن، در فقدان لمپاها شانه بالا انداختیم و از فراز برج های شیشه ای برای صداقت خشت ها دست تکان دادیم.
عجب زنجیر تمدن و تکنولوژی به پایمان کردند و شدیم برده های تمدن! نه سیاه، که سفید سفید. نه عریان و ژولیده که با کت و شلوار و کروات و نه به زور که رام رام به تاریخمان لگد زدیم و بر صورت دیوارهای شریفمان آب دهان انداختیم و همه میراث تاریخیمان را به استهزا گرفتیم.
هر کس این زمین مقدس را به هوای غنائم تمدن و تجدد رها کند همه چیز را باخته است.
اینجا آخرین سنگر است در برابر هجوم بی پروای تکنولوژی که آمده است تا همه چیزمان را بگیرد، تاریخمان را، فرهنگمان را و میراثمان را. باید کاری کنیم، عن قریب است که هایدپارک، هاروارد، ایفل و مجسمه آزادی غرب کمر ساخته های خشتی کهنه شرق را به خاک نهد. اگر افیون دنیای متمدن و آماده خوری نشعه مان کرده است، اگر جسارت گلاویز شدن با این هیولای هزار سر را نداریم، لااقل به افتخار نابودی تاریخمان هورا نکشیم و اگر می توانیم به قول کنفوسیوس حکیم «به جای لعنت تاریکی یک شمع روشن کنیم» باید سری به کوچه های باریک بزنم، گوش به دیوار های کاهگلی غربت زده بچسبانم که از هیاهوی این شهر خسته ام. نمی دانم صداقت و شرافت و معرفت در کدامیک از ویرانه های زیبا دفن شده است. دلم گرفته است. کاش باران ببارد. اگر نمی باران ببارد، از این کوچه پس کوچه های خاک گرفته، از این دیوار های کاهگلی و از این خشت های خام بوی خاک بلند می شود، بوی آدم های قدیمی، بوی خدا...
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جمله آغازین یادگار از دکتر اسماعیلی استاد محترم جغرافیای شهری
متن از نویسنده ای ناشناس
به نقل از وبلاگ: ورود با کفش های سیاه ممنوع!
زبان این مستندهم انگلیسی هست بدون زیر نویس . امیدوارم بهره کافی ببرید.
منبع: saeedsun.ir
دانلود مستقیم نقشه های توپوگرافی سراسر ایران از کتابخانه دانشگاه تگزاس
" Die vergessenen "
zwei Quadratmeter großen Käfig für das Leben In Hongkong
دریکی از ثروتمندترین شهرهای دنیا »هنگ کنگ« با اسمان خراشهایش و نماهای مدرن در قسمتهای زیادی از شهر مردم فراموش شده در اتاقهای زندگی میکنند که کوچکتر از یک دستشویی هستند مانند یک »جعبه کبریت«. کنبود مکان مناسب زندگی در این شهر بر اثر مهاجرت مردم و کمبود اینده نگری سالم در سیاست شهری و سودجویی بی اندازه سرمایه از کار انسانهای کم درامد این فرم زندگی شهری را بوجود اورده و افزایش داده. مهاجرت کارجویان از کشور چین به این شهر این فقر مکان را افزایش داده. این اتاقها در هیچ کاتالوگی یا مجله ای چاپ نمیشوند چرا که زیبا و مدرن نیستند. انگار که وجود ندارند. این اتاقها که بعضی اوقات حتی بدون پنجره هستند باید تمام احتیاجات این انسانها را در خود بگنجانند. اتاق خواب.... اشپزخانه ....کمد .... ابن عکسها را گروه Society for Community Organisation (SoCO) که در سال 1971 تاسیس شده ٫ بخاطر فقر در این شهر از بعضی از این قفسها (اتاقها) گرفته تا این مشکل اجتماعی را به جامعه نشان دهد.
امید که بهره لازم و کافی رو ببرید.
