! I come back
| ||||||||||||||||||||||||||
EVMPاصول حاکم بر
EVMP سه نوع اطلاعات را با هم مقايسه ميكند:
PV: مقدار كاري كه برنامهريزي شدهPlanned Value
AC: مقدار پولي كه هزینه شده (به دلار يا ساعت) - هزينه ي واقعي یا Actual Cost
EV: ارزش كار انجام شده (بر حسب بودجه مرجع به دلار يا ساعت) - ارزش افزوده یا Earned Value
در این متدولوژی همواره در طول پروژه PV و AC با ارزش افزوده مقايسه ميشوند. يعني با كم كردن آنها از ارزش افزوده يا پيدا كردن نسبت آنها شاخص هاي عملكرد واريانس ها را بدست آوريم. این شاخص ها از مهمترین فاکتورهای تکنیک EVMP هستند و استفاده از آن ها برای تحلیل وضعیت پروژه و پیش بینی آن ضروری است. با استفاده از اين دو شاخص اصلي و ديگر شاخص ها ميتوان در هر لحظه وضعيت پروژه را از نظر زمان بندي و هزينه كنترل و يا پيش بيني كرد.
يكي از مشكلات اجراي EVMP اين است كه گفته ميشود هزينه ي اجراي آن زياد است و فقط براي سازمان هاي دولتي مثل وزارت دفاع مناسب است. اما با اجراي درست آن و اصلاحاتي كه در آن صورت مي گيرد، سود حاصل از آن بيشتر از هزينه آن ميشود.
مزایای پیاده سازی EVM
1. استفاده از يك واحد ثابت اندازه گيري در تجزيه وتحليل ارزش کسب شده: در اين تكنيك براي محاسبه ميزان پيشرفت پروژه از نظر هزينه و زمانبندي از يك واحد ثابت مالي( ريالي/دلاري ) استفاده مي شود که محاسبات را تسهيل بخشيده و کار کنترل را راحت مي نمايد و براي کنترل زمان و هزينه به يك زبان مشترك دست خواهيم يافت.
2. ارزش کسب شده بعنوان يك تكنيك و ابزار يكسان جهت اندازه گيري پيشرفت: اين تكنيك بعنوان يك تكنيك يكسان در اندازه گيري پيشرفت پروژه هاي مرکب مورد استفاده قرار مي گيرد ، بعنوان مثال اگر دو پروژه اي همزمان شروع شده باشند ولي ماهيت تعريف شده براي دو پروژه متفاوت باشد ، مي توان با اين تكنيك دو پروژه را بطور يكسان مورد ارزيابي قرار داده و پيشرفت هرکدام را نسبت به ديگري سنجيد.
3. ارزش کسب شده تكنيكي چند منظوره: اين تكنيك مي تواند ميزان پيشرفت پروژه را از جهات مختلف يعني هزينه ، زمان و محدوده پروژه بطور همزمان و تلفيقي نشان دهد که اين قضيه در منحني ها و جداول مقايسه اي برنامه اي و وا قعي بخوبي مشهود خواهد بود .
4. ارزش کسب شده تكنيكي بسيار دقيق در محاسبات پيشرفت: با استفاده از اين تكنيك در هرزماني از اجراي پروژه ميتوان مغايرت هاي زمان و هزينه را نسبت به برنامه از پيش تعيين شده با واحدهاي بسيار کوچك محاسبه و گزارش نمود .
5. اختصاص CCNs های مختلف برای تیم پروژه می تواند به مدیر پروژه یک نگاه سریع در عملکرد از هر تیم را بدهد. تیم های مجازی را می توان از نزدیک موفق و پاسخگو برای اقدامات اصلاحی به عنوان ابزاری برای بهبود ارتباطات دانست و این امر منجر به روابط محکم تری با حامیان و همکاران می باشد.
6. با استفاده از پیش بینی نتایج نهایی پروژه ارزش به دست آمده ،EVM هشدار دهنده اولیه است برای پروژه هایی که نیاز به اقدام اصلاحی دارند.
7. با استفاده از EVM برای حمایت از مدیریت موثر و کارآمد می توان از نتایج EVM پروژه های متعدد برای راحتی در تصمیم گیری مدیریت بالا استفاده کرد.
8. با استفاده از EVM به مدیران اجازه می دهد تا درس هایی راجع به زمان محلی در بسته شدن یک پروژه به مدیران تیم خود بدهند تا این مدیران در پروژه های مشابه در آینده ساعت و بودجه کمتری در منطقه ای خاص بکار برده و از آن ساعت در جای دیگری از برنامه استفاده کنند.
9. سريعترين نمايانگر روند، مسائل و مشكلات پروژه.
10. تصويري دقيق از وضعيت پروژه را نشان مي دهد.
11. پايه و اساس اقدامات اصلاحي است.
12. هزينه هاي نهائي پروژه را پيش بيني مي نمايد.
13. ا هداف مشترك و دو جانبه تأمين کنندگان و مشتريان پروژه را برآورد مي سازد.
بررسی شاخص های EV
:(BCWS) Budgeted Cost of Work Scheduled مجموع بودجه های لازم برای کل پکیج های کاری برنامه ریزی شده، جهت اتمام کار در یک دوره زمانی معین.
:(ACWP) Actual Cost of Work Performedهزینه های واقعی صرف شده جهت تکمیل کارهای اجرایی در یک دوره زمانی معین؛ برای مقایسه متعادل، ACWP فقط برای کار انجام شده ثبت می شود تا در برابر کارهایی که BCWP آنها نیز گزارش شده، موجود باشد.
(BCWP) Budgeted Cost of Work Performed: مجموع بودجه های لازم برای پکیج های کاری تکمیل شده و اجزای کامل شده پکیج (بسته) های کاری ناتمام.
گزارش کلی: :(SV) Schedule Variance =(BCWP – BCWS) انحراف زمانبندی، با ارزش دلار بیان شده و از تفاضل "مقدار کاری که باید در دوره زمانی داده شده، تکمیل شود" و " کاری که واقعاً با همان بودجه تعیین شده به انجام رسیده"، حاصل می گردد.
اصطلاحات تکمیلی: ((CV) Cost Variance = (BCWP–ACWP: CV ارزش حقیقی(به واحد دلار)، هزینه های بالاسری(overrunning) و غیر بالاسری (under running)(در صورت وجود) را نسبت به هزینه برآورد شده اولیه، نشان می دهد.
ویژگی های اساسی از اجرای هر EVM
تحلیل متدولوژی EV راه استاندارد صنعتی است برای :
(Earned Value Project Management (EVPM؛ يكي اساسي ترين تكنيك هاي كنترل هزينه است و روشي براي اندازهگيري و ارزيابي پيشرفت واقعي پروژه بر اساس كار انجام شده، زمان سپري شده و هزينهها است. اين روش كمك ميكند كه تا با مقايسه برنامه اوليه و پيشرفت واقعي ميزان بهرهوري پروژه مورد ارزيابي قرار گيرد. با تهيه تصويري گويا از وضعيت پروژه و محاسبهي مقدار ارزش بدستآمده، ميتوان برنامه اوليه را با وضعيت واقعي انجام امور مقايسه كرد و به ارزيابي روشنتري از روند پيشرفت پروژه دستيافت. نام ارزش کسب شده ناشي از اين تفکر است که هر قلم قابل تحويلي از پروژه يک گويند و زمانيکه آن قلم مورد نظر (value) هزينه بر نامه ريزي شده اي دارد که به آن ارزش تکميل شده و به وقوع بپيوندد، ارزش آن در پروژه حاصل خواهد شدکه به آن "ارزش کسب شده" گويند .
% Complete = Actual Duration / Duration
اگر Duration یا Remaining Duration تغییر کنند (تغییر Remaining Duratin منجر به تغییر Duration میشود)، یا مقدار جدیدی برای Actual Duration وارد شود، % Complete اصلاح خواهد شد. اگر درصد پیشرفت زمانی تغییر کند، Actual Duration اصلاح خواهد شد.
توجه داشته باشید که میتوانید به جای ثبت اطلاعات واقعی زمانی، اطلاعات واقعی کار را در برنامه وارد کنید. در این حالت اطلاعات واقعی زمانی، از جمله درصد پیشرفت زمانی، بر اساس مقادیر واقعی کار بهروز خواهند شد. ارتباط بین این دو گروه داده در تنظیمهای برنامه مشخص میشود و اگر ارتباط را قطع کنید، باید هر دو گروه را مستقل از یکدیگر مقداردهی کنید.
فیلد % Complete زمانمند، Percent Complete نیز نامیده میشود. توجه داشته باشید که فیلد زمانمند درصد پیشرفت زمانی در اصل برای گزارش مقادیر طراحی شده است و انعطاف پذیری کافی برای دریافت مقادیر ندارد.
علل انحراف در برآوردهای پروژه
تغییر در نیازمندی ها
یکی از معضلات پروژه ها عدم در نظر گرفتن درست محدوده (Scope) پروژه می باشد. با پیشرفت پروژه در طول چرخه عمر خود، جزئیات محدوده پروژه شفاف تر می شود. (که به این مرحله اصطلاحاً تفصیل فزاینده گفته می شود) عدم هم خوانی اطلاعات جدید با فرضیات قبلی (فاز برنامه ریزی) منجر به تغییر در نیازمندی ها و محدوده پروژه می گردد. این امر در پروژه های تحقیقاتی (بخصوص پروژه هایی که نمونه مشابه قبلی نداشته اند) بیشتر مشاهده می شود.
- درخواست های تغییر تایید شده
در این مورد بر خلاف مورد قبل که گروه برنامه ریزی حداکثر تلاش خود را جهت تشخیص درست محدوده پروژه انجام می دهد، مشتریان و یا سایر ذینفعان پروژه بدلیل عدم درک صحیح از همبستگی های عوامل مختلف دخیل در پروژه درخواست اعمال تغییر در بخشهایی از پروژه را می دهند، که این تغییرات ممکن است موجب افزایش زمان و هزینه ای فراتر از آنچه در ابتدا برآورد شده است، گردد. اگرچه این موارد انحرافات تایید شده هستند، با این حال جزء انحرافات در نظر گرفته می شوند.
- مشکلات عملکردی
این مشکلات در پروژه هایی که در کشور ما انجام می شود به وفور یافت می شود. در هنگام برآورد کردن خط مبنا (Set Baseline) در خصوص نرخ هزینه واحد و منابع مورد نیاز فعالیت ها، فرضیاتی را می پذیریم که با توجه به عدم وجود ثبات در شرایط اقتصادی به سرعت تغییر کرده و ما را با بحران در ادامه اجرای پروژه مواجه خواهد ساخت. به عنوان مثال یک منبع ممکن است با یک نرخ ثابت درنظر گرفته شده باشد، اما منبع واقعی استفاده شده در پروژه ممکن است گران تر یا ارزان تر از این مقدار باشد. و یا ممکن است یک تامین کننده بنا به دلایلی از تامین مواد اولیه ما صرف نظر کند، در این صورت باید به دنبال تامین کننده جدید باشیم.
- برآورد غلط
در نتیجه پیچیدگی و عدم قطعیت موجود در پروژه ها، همواره مواردی وجود دارد که در آنها برآورد غلط انجام می شود. از این موارد می توان به در نظر نگرفتن یک جزء یا بخش کاری مهم، خطاهای محاسباتی، داده های غلط از منابع نا مطمئن و یا دانش اندک تیم در خصوص محدوده برآورد شده اشاره کرد. بطور مثال ممکن است شخص برنامه ریز میان دوفعالیت که از لحاظ منطقی هیچ گونه رابطه ای با یکدیگر ندارند ایجاد ارتباط نماید و یک رابطه زائد در برنامه خود ایجاد کند.
هر یک از این دلایل ایجاد انحرافات باید در طول چرخه عمر پروژه به خوبی درک و مدیریت شوند. پیگیری پیشرفت پروژه، تهیه خط مبنای جدید (Reschedule کردن برنامه) و همچنین تهیه برنامه ریسک پروژه از جمله تکنیک هایی هستند که برای این منظور می توان از آنها بهره برد.
منبع: tpmg.ir
از جمله مزایای پروژه های EPC می توان به موارد ذیل اشاره داشت:
• انجام هر بخش از پروژه در زمان های موردنظر بر اساس صلاحدید صاحبان پروژه با توجه به وجود نقدینگی و سایر عوامل •
کاهش ریسک وابستگی به یک شرکت نسبت به پروژه های EPC •
کاهش موانع ناشی از شرایط تحریم با توجه به وجود چندین پیمانکار در پروژه •
وجود شرکت های متعدد که توان مالی و فنی مناسب جهت اجرای بخشی از پروژه را نسبت به کل آن دارند. •
کاهش ریسک مشاوران، فروشندگان و پیمانکاران پروژه با توجه به کاهش محدوده کاری آنها و به تبع آن واقعی تر شدن پیشنهاد فنی و مالی آنها در زمان مناقصات
از جمله معایب پروژه های EPCمی توان به موارد ذیل اشاره داشت:
• تعدد مشاوران، فروشندگان و پیمانکاران در پروژه نیازمند هماهنگی بسیار بالا بین آنها می باشد. برای مثال پیش از شروع یک جبهه کاری در سایت، ضروری است که نقشه های آن توسط مشاور مربوطه طراحی شده باشد که در غیر این صورت تاخیر در فعالیت های اجرایی پروژه و در برخی موارد افزایش میزان دعاوی (Claim) آن پیمانکار را در پی خواهد داشت.
• مسئول نبودن یک شرکت واحد در مورد کل پروژه
و اما چه باید کرد؟
• انتخاب شرکتی با عنوان پیمانکار مدیریت(MC: Management Contractor) یا نماینده کارفرما که این شرکت نقش تعریف نمودن محدوده کاری هر یک از شرکت های مشاور، فروشنده و پیمانکار را بطور مناسب و شفاف و نیز ایجاد هماهنگی های لازم بین آنها را بر عهده دارد. البته در برخی موارد کارفرما با افزایش تعداد نیروهای سازمان خود، این نقش را خود بر عهده می گیرد که موجب افزایش هزینه ها و در برخی موارد پیچیدگی سازمانی می شود.
















